طراحی سایت
تاريخ انتشار: 09 شهريور 1395 - 08:56
پرونده ای برای همایش وزیر نفت با فعالان اجتماعی و اقتصادی

دات نیوز، وزیر نفت پس از سالها به بوشهر آمد. این تیتر اکثر خبرگزاری ها در هفته گذشته بود. اینکه چرا وزیر نفت به یکی از دو استان محوری و میزبان تاسیسات و شرکتهای تابعه وزارت نفت، برای سالها سرکشی نکرده است آنقدر عجیب هست که هر ناظری تعبیر خاص خود را داشته باشد. از کم و کیف این سفر و اتفاقات و دیدارهای رخداده گزارش های بسیاری مخابره ‌شده. است.

به گزارش دات نیوز وبه نقل از توز نیوز، وزیر نفت پس از سالها به بوشهر آمد. این تیتر اکثر خبرگزاری ها در هفته گذشته بود. اینکه چرا وزیر نفت به یکی از دو استان محوری و میزبان تاسیسات و شرکتهای تابعه وزارت نفت، برای سالها سرکشی نکرده است آنقدر عجیب هست که هر ناظری تعبیر خاص خود را داشته باشد. از کم و کیف این سفر و اتفاقات و دیدارهای رخداده گزارش های بسیاری مخابره ‌شده.  است. یکی از این برنامه ها، همایشی بود که صبح پنجشنبه گذشته با عنوان «همایش فعالان اجتماعی و اقتصادی» با حضور وزیر نفت برگزار شد. 
گردهمایی که ظاهراً حواشی و تحلیل اتفاقات آن،بیشتر از نتایج ملموسش بود. 
در این باره  «توزنیوز» از برخی چهره های فعال اجتماعی حاضر در این نشست خواسته است که برداشت و تجربه ی خود را از حضور در این همایش با مخاطبان ما مطرح سازند. 
در ادامه نظرات ایشان را باهم می خوانیم.

مجید کمالیپور. فعال مدنی

«وقتی از فرمانداری به من زنگ زده شد و گفتند فردا جلسه وزیر نفت با فعالان مدنی است خوشحال شدم که وقتی هم برای ما گذاشتند .
توضیح کوتاه بود و گفته نشد چه باید بشود و چه نباید بشود.

وقتی وارد سالن همایش شدم .خیلی از صندلیها پر بود و دوستان هم فکر، قبلا برای ما جا گرفته بودند. طبق عرف چنین جلساتی در ایران قرار بود جلسه ساعت ۹/۵ برگزار شود ولی آخرین باری که به ساعتم نگاه کردم ساعت ۱۰/۱۵ بود، اینکه چقدر بعد از آن جناب وزیر آمد خاطرم نیست.

مجری اسم نماینده اتاق بازرگانی را صدا زد. 
.. کلی خوش آمد گوئی و تعریف و تمجید از نماینده  شهرشان  و بیان خواسته های خودشان ..نفر بعدی نماینده زنان بود که همه چیز گفت،الا مشکلات زنان.هر چه گفت از مشکلات گناوه بود و دیگر هیچ ...
نفر بعدی نماینده فرهنگیان و نفر بعدی و نفر بعدی..

هیچ خبری از دشتستان و نماینده آن نبود . پچ پچ اعتراضی فعالان مدنی به گوش آقایان رسید .. بنا بر این شد که جلسه را بعنوان اعتراض به عدم تخصیص وقت به نمایندگان دشتستان ترک کنیم .. که نماینده دشتستان جناب آقای سعادت اعتراض ما را با مسئول برگزاری جلسه در میان گذاشت .. قرار شد دو دقیقه وقت برای ما در نظر گرفته شود ..که جناب پایدار به نمایندگی رفتند پشت تریبون وووو.
برداشت من اینست که واقعا همه چیز ما به همه چیزمان میخورد .هم فعال مدنی ما نمی داند چه میخواهد هم مسیولین سر در گم اند.

فعال اجتماعی ما هنوز نمی داند بعنوان نماینده قشری از اقشار جامعه وقت پیدا کرده است که پشت میکروفون قرار بگیرد،نه بعنوان نماینده شهرش.. 
چنین است که دستپاچه می شود و در یک زمان محدود طوماری از مشکلات شهرو دیارش را ارایه می دهد و حوصله همه را سر می برد.

این وسط دیگر کسی حتی گوش  نمی دهد چه برسد به ترتیب اثر .

از مشکلات جنستی در وزارت خانه تا رد شدن لوله گاز از کنار فلان روستا .. آنقدر که خودش هم خسته می شود و دیگران را هم به زحمت می اندازد ...
فعال مدنی نمیداند برنامه ریز هم نمیداند که چه میخواهد بکند .

اگر آن برنامه برای بیان مشکلات شهر و دیار بود، چرا افراد بعنوان نماینده شهرشان  معرفی نشدند،اگر بعنوان نماینده یک تشکل بودند که چرا توجیه نشدند تا که این پچ پچها به بیان اعتراض تبدیل نشود ..

این بی برنامگی مسئولین برگزاری به هجمه ای علیه استاندار تبدیل شد و دوستانی که ازهر فرصتی برای هدایت آتش توپخانه به سوی ساختمان آجری خیابان سنگی استفاده می کنند. 
به قول خودمان  «چو شی چاله کردن».

اینبار فعالان مدنی ما سوراخ دعا را گم کردند و من نفهمیدم که نقش جناب سالاری در این میان چیست .. البته اگر من به جای استاندار بودم به هماهنگ کننده برنامه نمره صفر میدادم . همین نمره دادن من هم از حب و بغض است و منصفانه نیست ... من چون به شخص  «خودم» وقت ندادند که حرفام را بتوانم  بزنم نمره صفر میدهم در حالی که آن اقائی که وقت بهش رسید،شاید بیست بدهد . .خلاصه کنم، همه چیزمان به همه چیزمان میخورد .این قبای دوخته شده ظاهرا باب قامت ماست ... قامتمان را بلند کنیم تا قبا را عوض کنند ..
_

عبدالخالق عبدالهی. فعال مدنی


پنج شنبه که جلسه دیدار فعالین مدنی با وزیر نفت بود به دلیل بی برنامگی ، تبعیض یا هر علت دیگری وقت به نماینده دشتستان نرسید که صحبت کند و این موضوع باعث شد بر خلاف میلمان ساختار شکنی کنیم و با تمسک به نماینده مجلس یا به تعبیر بعضی ها  با پارتی بازی برنامه را به هم بزنیم و دو دقیقه وقت بگیریم و یکی از دوستان را بفرستیم تا پشت تریبون از مشکلات دشتستان حرف بزند که انصافا در ۲ دقیقه هم خوب حرف زد هم حرف های خوب زد . من از دیروز با خود فکر میکنم اگر به جای دوستم پشت تریبون رفته بودم  به وزیر نفت چه می گفتم و چون آن روز فرصت نشد حرفهایم را بزنم اینجا می نویسم :


جناب آقای وزیر محترم نفت ، اگر استان بوشهر محروم است که البته هست من از جایی می آیم که دچار محرومیت و تبعیض مضاعف است . من از منطقه ای سخن می گویم که یک سوم جمعیت و مساحت استان بوشهر را در خود جای داده و به گواه دوست و دشمن مستعدترین جوانان اقلیم این استان و شاید هم جنوب کشور را در دامان خود پرورانده است . من از سرزمینی سخن می گویم که به عنوان مثال امسال هم مثل همیشه آمار رتبه های دورقمی کنکور همه را به تحسین واداشته است. آری من از دشتستان مظلوم سخن می گویم  دشتستانی که همواره از تبعیض و بی عدالتی در رنج بوده است و چه تبعیضی  از این بالاتر که در میان این همه فرصت و دقایق و لحظات سخنرانی های لازم و غیر لازم امروز ، سهم زادگاه من تنها دو دقیقه گفتن از مشکلات بوده است  . آقای وزیر ای کاش این ظلم و بی عدالتی ها یکسان و مساوی بین همه تقسیم می شد و از آنجایی که گفته اند " ظلم و بی عدالتی اگر مساوی تقسیم شود عین عدل است" آنوقت این اجحاف قابل تحمل تر بود.

جناب آقای وزیر، آخر من چه بگویم ؟  شما اگر به جای ما بودید در دو دقیقه از چه مشکل و چه تبعیض و چه بی عدالتی سخن می گفتید  ؟  اصلا آیا همین فرصت اندک  دو دقیقه ای خود بهترین گواه و نشانه ندیدن  دشتستان و ظلم به سرزمین من نیست ؟  

آقای وزیر، همین قدر بگویم که آلودگی های این تاسیسات نفت و گاز ، قوز بالا قوز شده  و ما دشتستانیها هر وقت می بینیم و می شنویم که سود سرشار این منابع زیر زمینی برای دیگران است و خون دلش نصیب ما ، بیاد این دوبیتی زیبای "مکرم اصفهانی" می افتیم :


چه غم است از این فزونتر که کسی به چشم بیند
که مَه شبان تارش ، لب بام کَس نشیند


نرسیده باغبان را هم  ازاین زیان فزونتر
که بَرِ رسیده اش را ، دگری رسد ، بچیند


و من الله توفیق

_

سودابه  زیارتی؛ خبرنگار 


مطالبه‌گری یکی از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی است و بر این اساس شاید بتوان قدرت مردم‌سالاری را در یک جامعه تخمین زد. به این معنا که میزان مطالبه‌گری و کیفیت آن با سرمایه‌های اجتماعی آن جامعه، رابطه مستقیم دارد. هرگاه در جامعه‌ای کیفیت و کمیت مطالبات مردم از مسوولان، حداقل باشد، نشاندهنده سرمایه اجتماعی اندک بوده و به این ترتیب افراد از ابتدائی‌ترین حقوق خود بار می‌مانند.
در سومین روز از هفته دولت، همایش فعالان اجتماعی و اقتصادی استان بوشهر با وزیر نفت در کانون فرهنگی-تربیتی امام خمینی بوشهر برگزار شد. همایشی که می‌توانست دستاوردهای مهم و زیربنائی بسیار خوبی برای استان داشته باشد. متاسفانه مدیریت برگزاری این همایش بسیار ضعیف بود؛ مدیریتی که می‌توانست دستاوردهای این سفر و به‌ویژه این همایش را مشخص کند. نمایندگان گروه‌های مختلف مردمی اعم از قشر معلمان، نماینده شوراها، بانوان، جوانان، مطبوعات و... مطالبات خود را در حضور مهندس زنگنه بیان کردند. اما به جز نماینده مطبوعات استان که در آخر این همایش توانست چند دقیقه‌ای خواسته‌ رسانه‌ها را به‌خوبی به‌گوش وزیر برساند و اندکی دیگر، بقیه نتوانستند حق مطلب را ادا کنند. نه در زمان سخنرانی‌ها مدیریتی شد و نه دقتی بر کیفیت مطالب عنوان‌شده صورت گرفت. ضمن این‌که نماینده‌ای از قشر هنرمندان در این همایش حضور نداشت که با توجه به غنای هنری و فرهنگی استان، جای یک علامت سوال بزرگ است.
فرصتی که تقریبا از دست رفت. این مجال خوبی بود تا مطالبات به‌حق مردم در حوزه نفت با وزیر در میان گذاشته شود. اما قائل‌نشدن تفاوت میان یک مسوول استانی و یک وزیر، باعث شد تا بیان این خواسته‌ها آنقدر ضعیف باشد که بیژن زنگنه به هنگام سخنرانی بگوید: «من این مطالبات را پیش از این از زبان مسوولان شما شنیده بودم و انتظار داشتم که مطالب تازه‌تری عنوان شود»
به هر حال مطالباتی در سطح محلی عنوان شد و وزیر هم کلیاتی را عنوان کرد. امیدواریم که این کلیات را مسوولان، رسانه‌ها و دیگر فعالان استان در حوزه‌های مختلف، پیگیری نموده و مطالبات به‌حق استان در این حوزه اجابت شود.

_

 وحید موحد؛ فعال مدنی 

وزیر نفت پس از گذشت سه سال از عمر دولت تدبیر و امید بالاخره پا در فضای اجتماعی بوشهر گذاشت و خود شخصا از این استان پول ساز برای وزارتخانه اش و دولت دیدن کرد.
نقطه عطف در این سفر، سخنان ایشان درباره مسئولیت های اجتماعی صنایع نفت و گاز در استان بوشهر و برخی از مسائل سازمانی و صنفی مغفول بود که در پی برگزاری نشستهایی و همچنین مطالبه گری برخی از فعالان مدنی و مسئولان استانی مطرح شد.

یکی از فرازهای ستایش برانگیز سخنان ایشان درباره طرح اقماری نیروها و شهرک سازی ها بوده است که اینگونه مخابره شده است:
«برنامه ای برای ادامه شهرک سازی نداریم و نیروهای ما در شهرها مستقر خواهند شد و طرح اقماری نیروها نخواهیم داشت. من مخالف جدا شدن شهرک ها و محیط پیرامونی هستم و این کار را متوقف کرده ایم.
مسئولیت اجتماعی نفت با دستور یک وزیر درست نمی شود، بلکه وقتی جمعیت نفت در همین شهرهای کنونی ساکن شد و قاطی مردم منطقه شدند، برای اینکه کیفیت زایشگاه، بیمارستان و مدرسه برای خودشان بهتر شود، به طور طبیعی توسعه اجتماعی نیز دنبال می گردد.»
«سیاست وزارت نفت ایجاد شهرکهای داخل فنس و ساخت منازل سازمانی نیست بلکه معتقدیم کارکنان نفت باید در کنار مردم زندگی کنند.»

وی همچنین در این سفر به موضوع حذف نزدیک به مطلق زنان در استخدامی های صنایع نفت و گاز اینگونه اشاره کرده است:
«در ابتدای کارم در وزارت نفت ورود بانوان به دانشگاه صنعت نفت ممنوع بود که برای جلوگیری از تبعیض جنسیتی آن را لغو کردم. بخشنامه عدم تبعیض جنسیتی در استخدام ها جز سکوها و پالایشگاهها نیز صادر شده است.»

طرح این موارد و دیگر سخنان بیان شده درباره ضرورت توانمندسازی و آموزش و همچنین بهره گیری حداکثری از نیروهای بومی، بهره گیری اقتصاد پیرامونی از صنایع و گردش های مالی آنها و... توسط زنگنه اگرچه بسیار مثبت است اما اینکه همین ها چقدر در نظر وی دارای اولویت است و در عملِ وی و مدیران وزارتخانه و شرکتهای اصلی تابعه نفت، وقت و انرژی و منابع صرف آن می شود و نمود عملی آن در سال آخر دولت دیده خواهد شد متاسفانه محل تردید جدی است مگر اینکه مدیران و نمایندگان و نخبگان استان برای پیگیری این حرف ها برنامه ای بسیار جدی و قوی داشته باشند و زودتر از اینکه عطش وزیر فروکش کند و این حرفها به حاشیه حافظه اش رود، از حافظه خود مدیران و نمایندگان و نخبگان و مردم استان نرود و عطششان برای تحقق آنها فروکش نکرده باشد!

در میان این برنامه های سفر یک روزه و سخنان وزیر اما آنچه سوال برانگیز و غیرقابل پذیرش است جای خالی مسئله محیط زیست به عنوان یکی از مهمترین وجوه مسئولیت اجتماعی صنایع نفت و گاز، و همچنین جای خالی مسئله های صنفی کارگران خود این صنایع بود. و بیان این نقد و تلنگر جدی لازم است که در حالی که حتی نماینده بانوان و فرهنگیان و... در جلسه هم اندیشی وزیر نفت با فعالان اقتصادی و اجتماعی، تریبونی برای سخن گفتن در حضور ایشان پیدا کرده اند -که البته امر نیکویی بوده است- اما گویا در این نشست و بقیه برنامه های سفر ایشان، هیچ خبری از کارگران خود این صنعت و از فعالان محیط زیستی و اهالی ای که چسبیده به این صنعت زندگی و تنفس می کنند و... نبوده است! و برای طرح هزار و یک درد و دغدغه ی ناشی از تبعیض و استثمار و بی سامانی و بی مسئولیتی که جسم و جان و روان و زیستنِ هر روزه ی آنها را به بازی گرفته، گوشی برای شنیدن وجود نداشته‌است.
و همینجاست که آن تردید درباره حتی همان چیزها که در این سفر مجال طرح شدن یافته اند نیز جدی تر می شود و این پرسش پیش می آید که به واقع مسئولیت اجتماعی و انسانی برای وزیر نفت و وزارتخانه اش چقدر جدی و عمیق و همه جانبه است و اولویت چندم وی و مدیران ایشان است؟! 

_

مهدی پایدار


وقتی به همایش فعالان مدنی، اقتصادی و اجتماعی استان با وزیر محترم نفت به مناسبت هفته دولت دعوت شدیم، شاید فکرش را هم نمی‌کردم بعضی نمایندگان صنوف و فعالان استان و برگزار کنندگان، روح مطالبه گری را خدشه دار کنند و بعضی از دوستان به مطالبی بپردازند که آنقدر ضعیف بود،  که حتی ضعیف ترین سطح مدیریتی وزارت نفت هم ، از بیان این مطالب شوکه می شد ، چه رسد به شخص اول وزارتی!

جلسه با تاخیر تقریبا یک ساعته شروع شد. این را میتوان به احساس مسئولیت مدیران ارشد کشوری هم تعمیم داد و امری اجتناب ناپذیر است. نکته حایز اهمیت انتخاب و چینش افراد آنهم به زعم خیلی از دوستان، غیر کارشناسی بود و از این رو، داد همه را در آورده بود. از هر شهرستان به نمایندگی از همه فعالان آن منطقه تعدادی را جهت حضور در مراسم دعوت کرده بودند.

قبل از سخنان آقای وزیر، قرار بر این بود هر نفر به نمایندگی از صنف خود به بیان دیدگاه و نظرات جمع بندی شده صنف خود بپردازد. ولی در عمل چینش افراد به گونه ای بود که دوستان سخنران به بیان مشکلات منطقه ای خود پرداختند که بعضا آنقدر مطالب مطرح شده ضعیف بود که اعتراض دوستان را به همراه داشت و در مقام پاسخگویی، وزیر هم به این نکته اشاره فرمودند.
نماینده فرهنگیان، درباره مشکلات زندگی در خارگ پرداخت و از مشکلات مردم منطقه خارگ گفتند!! 
نماینده بانوان، درباره لوله کشی نفت در روستای گمارون سخنانی ایراد فرمودند!! 
نماینده شوراها، درباره ورود صنعت عظیم نفت و گاز به منطقه عسلویه و سیگاری شدن مردم و جوانان نخل تقی و عسلویه سخنرانی فرمودند!!!
البته دوستان و عزیزانی بودند که با بیان مشکلات و دلنگرانی های مردم و صنف مربوط به خود پرداختند و. اما نکته ای که حلقه گمشده این همایش بود، خدشه وارد کردن به روح مطالبه گریست. همه ما را منطقه محروم می خوانند. این محرومیت با وجود چنین درخواست هایی ، بی شک محرومیت را به دنبال خواهد داشت. چون خود خواسته و ناخواسته یا دم از اعتراض نزدیم یا اگر هم مطالبه ای بوده آنقدر دون پایه بوده که به چشم هم نیامده و دنبال رویی نخواهد داشت.وقتی در برابر نماینده دولت و در هفته دولت دعوت به بیان مشکلات می شوی، آنقدر قاطع و رو به جلو باشی که وزیر را مجبور به یادداشت برداری کنی نه اینکه از سیگاری بودن مردم یک منطقه سخن برانی. اینقدر قاطع سخن بگویی که وزیر سریعا سر در گوش استاندار بگذارد و علت را جویا شود .آنقدر مطالبه گری قوی باشد که وزیر ،چهار نماینده را بعد از جلسه بخواهد و دستور مستقیم صادر کند نه از چهارکوچه های خارگ و اعتراض گمارونی ها به خط لوله نفت و گاز!! گفت. 
ای کاش بعضی از دوستان به تخصص و با تخصص نفت و گاز اجازه مطالبه گری داشتند.وزیر اعزامی به استان از وزرای فعال ، دارای تخصص نفت و گاز متناسب با وضعیت صنعتی استان بود. ایجاب میکرد که برگزارکنندگان از متخصصین این امر دعوت، تا با بررسی تخصصی با وزیر محترم اشکالات موجود در استان را چالشی بررسی میکردند.

ضعف دوستان برگزار کننده در همایش به همین جا ختم نمی شد. ندادن سهمیه و وقت سخنرانی به نماینده فعالان مدنی دشتستان ایراد بزرگی بود که باعث شرم دایمی ایشان شد.در وهله اول و در صورتی که عزیزان فعال مدنی، صنفی صحبت میکردند هیچ گونه ایرادی مبنی بر عدم وجود نماینده دشتستان نبود. ولی ایراد زمانی بروز پیدا میکند که بیشتر عزیزان صنف را فراموش و مشکل کوچه بازار محل خود را دارند و روح دادگری و مطالبه گری را خدشه دار می کنند. 
وحدت فعالان مدنی ، نسبت به اجازه سخنرانی نماینده فعالان مدنی دشتستان باعث شد که نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی  با رایزنی های مکرر -که نیم ساعت طول کشید -مسئولین همایش را متقاعد کرد که به مدت دو دقیقه!! بله دو دقیقه!! اجازه سخنرانی داشته باشد.
آیا این اجحاف در حق مردم شریف دشتستان و در تضاد با روح مطالبه گری نیست!؟ .آیا درست است همیشه مردم و فعالان مدنی در مراسم رسمی ندای اعتراض به برگزار کنندگان را داشته باشند!؟ آیا درست است در چینش و انتخاب عزیزان از متخصصین این امر ، استفاده نشود!؟ آیا درست است کسانی انتخاب شوند که متن سخنرانی شان را شما تایید کرده باشید!؟  و هزاران آیای دیگر...

اما سخن آخر
برادر و خواهر بزرگوارم،شمایی که بیرق آزاد اندیشی ،مطالبه گری را بلند کردید،مباد که مطالبات شخصی مانع رسیدن به حق الناس باشد.مبادا که لختی اجازه سخنرانی را با سخنان سوخته و نرم تعویض کنیم. مبادا که مردم را فراموش کنیم. در مطالبه گری دو دسته گی را فراموش و وحدت به معنای واقعی کلمه را به منصه ظهور برسانیم. من و تو وقتی ما میشویم که منیت ها را در نطفه خفه کنیم.
به امید آن روز


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان