طراحی سایت
تاريخ انتشار: 15 شهريور 1394 - 14:08
شاملو و نقدِ حافظِ خانلری

دات نیوز؛ "گشایشی در شعاعِ قدح" مجموعه پژوهش هائیست که ایوب مهردوست شاعر، نویسنده و پژوهشگرِ عرصه ادبیات، در عرصه حافظ شناسی انجام داده است.

بخش اول نوشته های این شاعر تنگ ارمی با نام "شاملو و نقد حافظ خانلری" را در زیر می خوانیم:

مهردوست ایوب؛  گشایشی در شعاعِ قدح (1)

ایوب مهر دوست

اختلافِ عظیمی که در میانِ نُسخِ دیوانِ حافظ وجود دارد گاه نتیجهٔ پرداخت و کارِ هنری اوست، گاه محصولِ اشتباهِ کاتبان و درکِ سست از شعرِ او و گاه نتیجهٔ تصرفِ هنرمندانهٔ جامعه.

میزانِ اختلافِ نُسخ به گونه ای است که حتی دو نسخهٔ دیوان حافظ نیستند که کاملا شبیه هم باشند.

این حجم از اختلاف کارِ‌مصحح را در گزینشِ ضبطِ نهایی یعنی ضبطی که‌مطابقِ تهذیبِ نهاییِ شاعر باشد را بشدت دشوار می کند.

ما در این سلسله جُستارها در پیِ آنیم تا با بررسیِ دیگرسانیها در غزلهایِ حافظ به نزدیک ترین صورتِ ممکن از شعرِ او دست یابیم.

 

شاملو و نقدِ حافظِ خانلری

[ الف]

احمدِ شاملو در نقدِ پر ایرادی که بر حافظ به تصحیحِ استاد خانلری نگاشت در بابِ پاره «گفتم ای جان و جهان دفترِ گل عیبی نیست» و ترکیبِ عطفیِ «جان و جهان» نوشت:

«این واوِ عطف تنها یک چیز را ثابت می کند و آن اینکه شاعر می خواسته است معشوق را یک بار «ای جان» خطاب کند یک بار «ای جهان» (که این دومی به دلیلِ بی ربط بودن فقط می تواند مخففِ محبوبی باشد موسوم به جهانگیرخان) و چون وزنِ شعر راه نداده بناچار از خطابِ «ای» فاکتور گرفته است. واقعا قباحت دارد که قبول کنیم شمس الدین محمدِ شیرازی تحتِ تاثیرِ جلال الدین محمدِ بلخی به معشوق گفته باشد «ای جان جهان»! اگر نه این بدیل آن جور با اطمینان به آشغالدانیِ صفحه 845 پرتاب نمی شد.» □ بسامدِ این تعبیرِ کنایی در ادبِ فارسی به میزانی است که شاید ضرورتِ آوردنِ نمونه برایِ تاییدِ ضبطِ استاد خانلری حتی احساس هم نشود.استاد محمدامینِ ریاحی بحثی مستوفی درموردِ ترکیبِ عطفیِ «جان و جهان» دارد و نشان داده است که حذف«و» از ترکیب «جان و جهان» ریشه در سلیقه و شیوه یِ املائیِ کاتبانِ قدیم داشته است.استاد ریاحی گوید: «من نخستین بار وقتى متوجه این سلیقۀ کاتبان شدم که در تصحیح مفتاح المعاملات برخوردم به اینکه کاتب عددهایِ مرکب را همه جا بدونِ «و»عطف کتابت کرده.مثلا به جاى :بیست و یک، سى و دو، چهل و سه ، پنجاه و چهار، نوشته است: بیست یک، سى دو، چهل سه، پنجاه چهار . . .و نظایر آنها. » و اینک نمونه ها:

 

 گر خدا دادی مرا پانصد دهان

گفتمی شرح تو ای جان و جهان

«مولوی/مثنوی»

 

از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان

بار دگر رقص کنان بی‌دل و دستار بیا

«مولوی/ دیوانِ کبیر»

 

بایسته چو جان و بی‌وفایی چو جهان

زین روی همی جان و جهانت خوانم

«نامه هایِ عین القضات»

 

پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاد

دست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند

«سلمانِ ساوجی»




 

[ ب ]

فضولْ نفس حکایت بسی کند ساقی

تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

شاملو، فضولْ نفس را بد خوانده و در نتیجه بد هم فهمیده است و گمان کرده است که مراد از فضول نفس، «نفسِ زبانْ درازِ» انسان است و به ضبطِ استاد خانلری خُرده گرفته است.

دکتر علیِ رواقی با آوردن نمونه های از کاربُردِ «فضولْ نفس» نشان داده است که این عبارت به معنایِ «واعظ و آدم پرحرف و یاوه گو و سخن باف» است. اینک نمونه ها:

«حضرتِ خداوندگار پادشاه بی نظیر است و مثلِ او سلطانی نپندارم، اما مریدانش بغایت بدند و فضولْ نَفْس» [ مناقب العارفین، ج 1، ص 129 ]

 

« و او مردی بود متمول و فضولْ نفس و بالطبع دون الطوع» [مناقب،ص 835]

 

«دانشمند بزرگ سمرقندی نورالدین نام، بنوی مرید حضرت چلپی شده بود...اما مردی بود فضولْ نفس و گستاخ رو،همانا که از سرِ غرور و شرور سرورِ اوقاتِ اصحاب را مکدر می گردانید.» [ مناقب، ج 2، ص 950 ]




 

[ ج ]

گر می فروش حاجتِ رندان روا کند

ایزد گنه ببخشد و دفعِ وبا کند

شاملو از آنجا که ازاختیارِ «وبا / بلا» حیرت کرده است به کشیدنِ خط زیرِ «وبا» بسنده کرده و این گونه حیرتِ و تعجبِ خود را از ضبط استاد خانلری نشان داده است.

دکترعلیِ رواقی در موردِ صحتِ ضبطِ «وبا» حق مطلب را ادا کرده است و ما در زیر خلاصه ای از مقاله یِ ایشان را می آوریم.

 

  1. وبا مجازا به معنایِ بلا

توقیع ملک دید جهان گفت زهی حرز

هم داعیه امنی و و هم دفع وبایی

 

دیدم سحرگهی ملک الموت را که پای

بی کفش می گریخت ز دستِ وبایِ ری

«خاقانی»

 

2. شراب برایِ دفعِ وبا

«گرما قوت گرفت از آب و هوایِ آنجا اسهال دموی پدید کرد و وبا در میان لشکر مغول افتاد تا بسیاری از ایشان بمردند.پادشاه جهان دفعِ وبا را شراب خورد و بر آن مداومت می نمود.»

[جامع التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، ص 603]

 

3.به گفته دکتر رواقی، «وبا یا بلا درین مصراع می تواند کنایه از امیر مبارزالدین محمد باشد که در میخانه بسته است و کارِ شراب را بر رندان دشوار کرده و بازارِ ریا را گرم کرده است.»

 

یکی از شِگردهایِ حافظ بکارگیریِ تمامِ طیفِ معناییِ یک واژه است.و اینجا حافظ با انتخابِ «وبا» توانسته است هم بلا هم ایهامِ شراب و هم نفرت از امیرمبارزالدین را نشان دهد.ضبطِ صحیحِ این بیت وباست.پذیرشِ هر ضبطی غیر از «وبا» تباه کردنِ شعرِ حافظ است.


نظرات کاربران
علی رضایی بيش از 3 سال قبل گفت:
زیبا و مختصر نوشته بودید آقای مهردوست
ممنون
فهیم بيش از 3 سال قبل گفت:
عالی
اصغر شهیدی بيش از 3 سال قبل گفت:
احسنت بر اقای مهردوست کلام شیوا،مختصرت ما را بسی شیفته خود کرد،آفرین آفرین
کاویان بيش از 3 سال قبل گفت:
خیلی خوب بود
کاویان بيش از 3 سال قبل گفت:
ایوب جان درباره کلمه دستکش در مصراع : حافط که سر زلف بتان دستکشش بود بهترین تعبیر همان رام و مطیع بودن هس در هیچ فرهنگ لغتی دستکش به معنای دست به سینه نیامده
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان