طراحی سایت
تاريخ انتشار: 03 ارديبهشت 1396 - 07:23
گفتگو با منوچهر بایندری شاعر محلی سرا:

دات نیوز؛ به شخصیت های فرهنگی و هنری خود بیشتر احترام بگذاریم . صرف اینکه به هنرمندی برچسب های سیاسی بزنند باعث نشود از او دوری کنیم یا از دعوت او به یک جلسه و جشنواره بهراسیم . این را بدانیم که فرماندارها و شهردارها می روند اما شاعران و هنرمندان ماندگارند . کمالی ها و شمسی زاده ها را پاس بداریم که انسان اند و آزاده  و بزرگ و متواضع و در هنر و انسانیت، پیشوا و الگوی ما هستند .


لطفا خودتان را معرفی نموده و بفرمایید از چه زمانی وارد دنیای شعر و شاعری شدید؟

من منوچهر بایندری هستم. در مرداد 1353 در روستای گلنگون یکی از شاخه های دهستان سمل به دنیا آمدم . از دوران کودکی با موسیقی شعر آشنا شدم. در خانه روستایی ما تنها دو دیوان شعر وجود داشت، یکی حافظ و دیگری شاه نعمت الله ولی ... من شب و روز اشعار این دو بزرگ را مطالعه می کردم و دیوان هایشان را از  مطالعه ی مکرر به مرز فرسایش رسانده بودم. جالب اینکه بعدها جایی خواندم که این دو شاعر عارف ، هم دوره و معارض یکدیگر بوده اند ، اما در خانه روستایی ما در فضای صلح و آشتی با هم به سر می بردند و من از مصاحبت هر دو عزیز لذت می بردم ، و راستی شاید دیگران این قصه ها را ساخته باشند که از روی شعر به دشمنی کسی استناد کنند اما به نظر من، سخن مولانا درست تر است که : جان گرگان و سگان از هم جداست،،،، متحد جان های شیران خداست


از جمله اشعار زیبای شما «گرگ پیر» است که در بین مردم محبوبیت خاصی دارد. در چه فضایی این شعر را سرودید و به چه منظور؟
دوست عزیزم غلامرضا ابراهیمی روزی فرمودند که این حقیر در حوزه شعر محلی ، در گونه ی منظومه سرایی مهارت بسیار کرده ام. با تشکر از حسن ظن آن دوست، اذعان می کنم که در این کار چندین سال تجربه کسب کرده ام . از سال 1383 در رادیو بوشهر داستان هایی را که رنگ و بوی بومی داشت لباس نظم می پوشاندم و در رادیو برای شنوندگان قرائت می کردم . بعدها این منظومه سرایی به درجه یی از پختگی رسید و خود را در شعر گلوبند و شعر گرگ پیر نشان داد. یعنی برای رسیدن به گرگ پیر راهی طولانی طی شد . اما اینکه شعر گرگ پیر به این توفیق رسید دلیلش پرداخت نمایشی و زنده ی داستان ، زبان صمیمی و مضمون آن بود . مضمون و محتوای شعر گرگ پیر ستایش آزادی و نکوهش خواری پذیری و روحیه ی مجامله و تملق است . مردم آزادی را خوش می دارند و آن را حرمت می گذارند ، از این رو شعری مثل گرگ پیر در میان مردم رواج می یابد و برخی ابیات آن را زمزمه می کنند.


با توجه به اینکه شعر محلی از اقلیم و جغرافیای خاص آن منطقه سرچشمه می گیرد آیا پتانسیل این را دارد که با زبان معیار و مدرن برابری کند؟
بهتر بود این پرسش طور دیگری مطرح شود اینکه آیا شعر و زبا ن بومی قادر است در سایه ی بلند زبان معیار به حیات خود ادامه دهد، که آن وقت پاسخ من این بود که آری ، در صورت تداوم ادبیات بومی . به گمان من بهترین رسانه که حافظ یک زبان است چه بومی و چه ملی، ادبیات است و ادبیات مشتمل بر نثر و نظم آن زبان می باشد . اگر اثر زیبایی در قالب رمان یا شعر به زبان محلی خلق شود و به چاپ سپرده شود، نه تنها مردم کشور خودمان که حتا مردمی از جاهای دیگر دنیا کنجکاو می شوند که بدانند نویسنده یا شاعر چه گفته است و بعد از اینکه از آن لذت بردند دست به ترجمه اش می یازند.


آیا شعر محلی غیر از زیبا شناسی که در بافت آن نهفته است به لایه های دیگر هم نیاز دارد؟
شعر، شعر است ، چه به زبان ترکی چه فارسی و چه عربی . چه شعر معیار باشد و چه بومی ، هیچ تفاوتی نمی کند و می بایست از عناصری که آن را از زبان عادی به مرتبه شعری می رساند پیروی کند ... برای مثال اشعار کمالی و شمسی زاده چون بیش از دیگران آراسته به صنایع شعری است زیباتر و شاعرانه تر هستند .
محلی سرایان و شاعرانی که بر شعر شما تأثیر گذاشته اند چه کسانی هستند؟
هر کسی که شعر محلی گفته باشد بر من تاثیر گذاشته است . اما بیشتر تاثیر من از بزرگان این عرصه مثل کمالی،شمسی زاده ، بیابانی و مرادی و غلامی است . در جوانترها زبان خاص خدادادی نیز برایم دلپذیر بوده است.


جناب بایندری نظر شما درباره ی اشعار محلی سفارشی که در جشنواره و ... استفاده می شوند چیست؟
منظور این سوال را دقیقا نمی دانم . گاهی یک شعر سفارشی  ماهرانه پرداخته می شود و می تواند تحسین ما را برانگیزد اما بیشتر اوقات شعر و هنر سفارشی چیزی مصنوعی از کار در می آید . اما مسابقه و جشنواره امروزه معضلی است که هر هنری را تهدید می کند . هنرمند باید برای اقناع درونی خود شعر بسراید و چشم به جایزه نداشته باشد . برای هنر نمی توان میزان تعیین کرد . میزان و معیار در هنر ذائقه ی انسانهاست .


تعریف آقای بایندری از شعر محلی چیست؟
شعر محلی صمیمانه ترین پنجره یی است که از زبان به سوی مردم گشوده می شود . در شعر محلی ، خودمانی بودن و محرمانه گی حرف اول را می زند . شعر محلی از شعر رسمی به مردم نزدیک تر است . گفتم نزدیک تر ، نه گرانبهاتر . نزدیک تر است انگار که خویشاوندی است که برای دیدن شما آمده است. با شنیدن شعر محلی حال و هوای ما عوض می شود. لبخند می زنیم و  از دیدن و شنیدن آن ممنون و مسرور می شویم.


یکی از نقدها نسبت به اشعار محلی شما استفاده از کلمات غیرمحلی است که شعر را گاهی از حالت کاملا محلی بیرون می آورد. نظرتان در این زمینه چیست؟
شاید این نقد بر اشعار کتاب اول من درست باشد ، چون هنوز میان شعر محلی و معیار بلاتکلیف بوده ام و البته آن موقع مخاطب عام تری را می جستم و صرف داستان پردازی بر محلی سرایی برای من اهمیت بیشتری داشت . با این حال کتاب دوم من و اشعار متاخر محلی ام کاملا بومی هستند . شما بروید شعر گلوبند را بخوانید و دیگر شعرهای اخیر کاملا بافت بومی دارند . اما شعرهای آغازین اینگونه نیست و انتقاد آنان بجاست .


با توجه به اینکه برخی اشعار محلی جوششی و برخی کوششی است٬ رفتن شعر به کدام سمت بهتر است؟
شعر جوششی همیشه از کوششی زیباتر و صمیمی تر، ناگهانی تر و شهودی تر است . اما گاهی شاعر شعر و منظومه یی کوششی را آغاز می کند و در بطن آن به جوشش هایی توفانی و مانا می رسد. مثل شعرهای فردوسی و نظامی . با این حال بهتر است تا حال شعر به شاعر دست نداده است دست به قلم نشود، چون حکایت شعر و داستان نویسی اندکی متفاوت است.


تأثیر گزارترین شاعر محلی سرای استان بوشهر از نظر شما چه کسی است؟
تاثیرگذارترین شاعر را در استان نمی توان نام برد. هر شاعری در اقلیم زبانی خود موثرتر است. مثلا کمالی در دشتستان، شمسی زاده در گناوه و دیلم و مرادی در دشتی تاثیرگذارتر بوده اند . در این میان منظومه ی کلاخای مرادی از اقبال بیشتری برخوردار بوده است هرچند شمسی زاده و کمالی در شاعری از مرادی بالاترند .


آینده ی شعر استان را چگونه پیش بینی می کنید؟
آینده شعر محلی استان روشن است . شاعران جوان اقبال خوبی به این گونه ی شعری نشان می دهند و به زبان بومی روستا و شهر خود بی اعتنا نیستند. برای مثال شاعر خوبی مثل میدری که اشعار قابل قبولی در سطح کشور دارد، به زبان دیری نیز شعرهای زیبایی سروده است . توجه به شعر محلی میان شاعران هم استانی روز به روز بیشتر می شود و این یعنی رسیدن به خودباوری و شناخت فرهنگ غنی زادگاه خود.


توصیه ی شما برای علاقه مندان به سرودن شعر محلی چیست؟
شعر محلی با شعر معیار تفاوتی ندارد . شاعر جوان باید درست سرودن را بیاموزد و ابتدا خود را در شعر فارسی بیازماید، بعد قدم به میدان شعر محلی بگذارد . در سرودن شعر محلی، صمیمیت برگ برنده است .


و سخن پایانی...

سخن پایانی اینکه به شخصیت های فرهنگی و هنری خود بیشتر احترام بگذاریم . صرف اینکه به هنرمندی برچسب های سیاسی بزنند باعث نشود از او دوری کنیم یا از دعوت او به یک جلسه و جشنواره بهراسیم . این را بدانیم که فرماندارها و شهردارها می روند اما شاعران و هنرمندان ماندگارند . کمالی ها و شمسی زاده ها را پاس بداریم که انسان اند و آزاده  و بزرگ و متواضع و در هنر و انسانیت، پیشوا و الگوی ما هستند .

 

گفتگو از منیژه دریسی ـ دات نیوز


نظرات کاربران
مهدی پایدار 6 ماه قبل گفت:
درود بر مجموعه دات نیوز و درود بر خانم دریسی بابت این مصاحبه
بردبار 6 ماه قبل گفت:
درود بر بانوی فرهیخته دشتستان مهربانو دریسی ارجمند. از زحمات بی دریغ شما در جهت اعتلای دشتستان و مصاحبه ای سرشار از آموزه های ناب شما سپاسگزارم.
حسین 6 ماه قبل گفت:
تعهد هنرمند به تخیل والای خود است و نه هیچ سیاستی، چرا که به سیاست اعتمادی نیست.
مطهره 6 ماه قبل گفت:
بسیار جالب بود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان