طراحی سایت
تاريخ انتشار: 14 خرداد 1396 - 15:06
(اختصاصی) گزارشی جذاب از دیدار با یک شوتی:

دات نیوز؛ شریف می گوید : من خودم فروشگاه دارم و اکثر مردم وقتی به فروشگاه می آیند به دنبال اجناس خارجی هستند نه ایرانی. اول باید این موضوع حل شود بعد جلوی قاچاق گرفته شود.

تا زمانی که اجناس ایرانی با کیفیت تولید نکنیم قاچاق کالا هم هست

دات نیوز: قاچاق چیزی است که ورود آن به کشور یا معاملهٔ آن از طرف دولت ممنوع است. در علم اقتصاد به صورت مشخص به ورود و خروج کالا که مخفیانه از مرزهای کشور وارد یا خارج شود، قاچاق می‌گویند. کالای اقتصادی که مورد قاچاق قرار می‌گیرد را کالای قاچاق می‌نامند. شخص یا اشخاصی که مبادرت به انجام قاچاق می‌کنند را قاچاقچی یا سوداگر می‌گویند.
پایین بودن کیفیت کالاهای داخلی و ناتوانی در رقابت با کالاهای خارجی به عنوان یکی از عوامل دخیل در قاچاق کالا در ایران شناخته می‌شود.
در ادامه گزارشی که خبرنگار ما از دیدار با یک شوتی تهیه کرده را می خوانیم:
هیجانی شوق آلود آمیخته با کمی استرس داشتم. مدام به این فکر می کردم که قیافه ی او چگونه است و چه برخوردی با من خواهد داشت. وقتی وارد اتاق شدم با دیدن قیافه اش و سلام و احوال پرسی که کرد به یکباره ی  استرسم از بین رفت. تصور من با توجه به فیلم هایی که دیده بودم متفاوت با شخصیتی بود که می دیدم. او با خوشرویی مرا دعوت به نشستن کرد و با گره زدن انگشتان دستانش درهم رو به من گفت : هر چه دوست داری بپرس و مطمئن باش با حوصله پاسخ خواهم داد.
با اطمینانی که به من داد از او خواستم سوالاتم را مطرح کنم و بعد او هر گونه که دوست دارد شروع به صحبت کند و او نیز با کمال میل پیشنهاد مرا قبول کرد:


شریف می گوید در کار قاچاق کالا جاده نوع ماشین را تعیین می کند. خودِ من هر سالی یک نوع ماشین استفاده می کنم. قبلاً از پژو 405 استفاده می شد چرا که ماشین بالاتری وجود نداشت و هم اینکه جادار بود ولی الان دیگه از پارس lx و زانتیا استفاده می شود. زانتیا  خصوصیت خوبی که دارد این است که بخاطر کمکی که این نوع ماشین دارد دارای تعادل بهتری است و بار بیشتری نیز می گیرد ولی 405 و پارس تعادل کمتری دارند. ولی همین زانتیا تنها ماشینی است که حکم تیر دارد یعنی اگر ایست دادند و بی توجه به حرکتش ادامه داد تیراندازی می کنند و این عیبی است که دارد.  ولی با پراید نیز بار جابجا می کنند. مثلاً قاچاق برنج با پراید حدود یک تن با سرعت ۱۷۰ کیلومتر . میزان سرعت 405 مدل ۸۴ تا ۸۷ تا ۲۰۰ کیلومتر می شود رفت ولی مدل های ۸۹ به بعد تا ۱۸۰ می توان سرعت گرفت که البته بعضی ماشین ها را با عوض کردن سرسیلندر سرعتش را افزایش می دهند. مثلاً از عسلویه تا شیراز با توجه به جاده اگر مأمور نباشد با بار ۳ ساعت و نیم می رسی چون احتیاط می خواهد با بار سنگین ولی با بار سبک ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه می توان رسید.

شریف می گوید راننده ی قاچاق باید هم جسارت بالایی داشته باشد و هم در رانندگی بسیار مسلط و حرفه ای باشد. در کل باید اهل ریسک باشد و نترس. چون در حین رانندگی با انواع اتفاقات و حوادث مواجه می شوی که نیاز به سرعت عمل و تصمیم گیری دقیق آنی و لحظه ای دارد.
از انواع وسایل قاچاقی از او می پرسم و او در پاسخم می گوید که قاچاق بیشتر فصلی است. بنزین ٬ پارچه ٬ موبایل ( عددی حساب می شود و بستگی به نوعش دارد.) ٬ برنج ٬ lcd ٬ و ... تا قرص های بدنسازی که همیشه هست. مثلا فصل تابستان کولر و نوشیدنی بیشتر بازار دارد. lcd را بیشتر تمایل دارند چون هم سبک است و هم بیشتر می توانند بار بزنند و سود بیشتری نیز دارد.
او معتقد است که قبلاً ( ۵ تا ۶ سال پیش) چون ماشین های قاچاق کالا (شوتی) کمتر بود ٬ سود بیشتری در این کار بود ولی این سال ها چون ماشین های شوتی بیشتر شده بنابراین سودها نیز تقسیم شده ولی با این وجود باز هم با اینکه خطر دارد و گاهی ضرر می کنی درآمد خوبی دارد. من خودم اولین باری که بار جا به جا کردم با 405 بودم و بعد از آن سایپا و تریلی و ...
او در مورد چگونگی جابجایی کالاها برایم این گونه می گوید که حمل بار به دو صورت می باشد. تک نفره یا گروهی . تک نفره که هر نفر برای خودش بار می برد ولی چون چند ماشین با هم می شوند و حرکت می کنند یک ماشین به عنوان اسکورت آن ها را همراهی می کند ولی مسئولیت هر ماشین با خودش می باشد. ولی در بار گروهی یک نفر با چند ماشین بار جابجا می کند که در هر دو صورت یک ماشین به عنوان اسکورت آن ها را همراهی می کند. از او می خواهم درباره ی ماشین اسکورت بیشتر برایم صحبت کند:
اسکورت شوتی کسی است که جلوتر از ماشین حمل بار حرکت می کند با فاصله ای معین تا اگر خطری را در مسیر جلوتر متوجه شد( حضور مأمور و یا هر چیز دیگری که برای ماشین بار خطر داشته باشد) از طریق تماس با راننده او را برگرداند ولی وقتی جایی باشد که آنتن نباشد کار کمی مشکل می شود و باید بتواند با هوشیاری دور زده و ماشین اصلی را متوجه خطر جهت برگشت کند.
شریف درباره ی جاده ها می گوید که « جاده٬ قیمت را تعیین می کند.» به این معنی که جاده های شهرهای مختلف قیمت های متفاوت دارد. بعضی جاده ها مسیرش هموارتر و راحت تر است و یا مأمور کمتری دارد پس کرایه نیز کمتر است مثل جاده ی گناوه ولی بعضی جاده ها پرپیچ و خم و مأمور و پلیس راه های سخت تری دارد که کرایه بالاتر است مثل جاده های شیراز و یا پلیس راه خورموج.
او درباره ی تضمین بار برایم حرف میزند که یک نفر بار را ضمانت می کند به این معنی که تا رسیدن بار به مقصد مشکلی پیش نخواهد آمد. وقتی باری را تضمین می کنند قیمت بار بیشتر می شود چون اگر بین راه گیر افتاد جریمه  را باید ضامن بپردازد. کسانی که بار را تضمین می کنند معمولاً جاده و پیچ و خم های مقصد را می شناسند. به نظر شریف قاچاق پول خوبی دارد هرچند خیلی هم خطر دارد ولی اگر طمع نداشته باشی خوب است. او می گوید مشکل این است وقتی باری را به مقصد می رسانی و پول خوبی نصیبت می شود طمع می کنی و وسوسه ی بارهای بعدی می شوی ولی اگر مدتی کنار بگذاری و بعد دوباره شروع کنی بهتر است‌.
نگاهی به من می اندازد و می گوید ولی یه نکته ی مهم برات بگم و اونم مرامِ شوتی است. توی جاده اگر نصف شب ماشینی خراب شده باشه و یا مشکلی در جاده برایش  اتفاق افتاده باشد کسی خطر نمی کند تا بماند و کمکی کند چون می ترسند و حق هم دارند ولی تنها کسی که می ایستد راننده ی شوتی است و این مرامِ شوتی است.
از او می خواهم برایم خاطره تعریف کند و او دستی به موهایش می کشد و با لبخندی می گوید اینقدر خاطره زیاد دارم که نمی دونم کدوم رو برات تعریف کنم ولی چند تایی را میگم.
یک بار یکی از دخترهایی را که می شناختم با خودم برده بودم تا کمتر بهم شک کنند ولی متأسفانه گیر افتادم و سختی کار هم این بود که دختری همراهم بود و دوست نداشتم آبروی او در خطر بیفتد . خلاصه با برادرم تماس گرفتم و او به کمکم آمد و همه چیز به خوبی تمام شد . به خوبی که می گویم بخاطر دختری که باهام بود. ناگهان خنده ای سر داد و گفت ولی همان شب افسری که مسوول رسیدگی به ماجرای من بود اشاره به سربازی کرد و گفت ماشین بیاورید و موهایش را بتراشید و من که کلاه گیس گذاشته بودم آن را از سرم برداشتم که با برداشتن کلاه گیس ناگهان خود افسر  و همکارانش بی اختیار خندیدند و رو به من گفت : «همین کارها را می کنی که دخترهای مردم را گول می زنی دیگه ...»
شوتی ها زیاد سیم کارت عوض می کنند چون شرایط شان ایجاب می کند. یک بار که اسکورت بودم گیر افتاده بودم و هیچ راهی نداشتم و تنها کاری که تونستم بکنم این بود که گوشی کوچک معمولی داشتم و شماره ی راننده بار را گرفتم و گذاشتم کنار کتفم زیر پیراهنم و همانطور که با مأمور صحبت می کردم راننده نیز خبردار شد و همین باعث شد برگردد و گیر نیفتد.
یه بار هم سه تریلی بار باهم داشتیم که یکی از آن ها گیر افتاده بود و طی تماسی راننده به من اطلاع داد. خودم را به محل نزدیک کردم و از او خواستم همه ی مدارک را بردارد و آماده باشد تا خبرش کنم. به محض اینکه موقعیت را مناسب دیدم او را سوار ماشین کردم و فرار کردیم. چون جریمه ی بار بالا بود و اگر راننده زندان می رفت باید میلیاردی می دادیم تا آزادش کنیم پس قید ماشین و بار را زدیم و رفتیم.
از او می پرسم چه کسی بیشترین استرس را در قاچاق کالا دارد و او می گوید به نظر من صاحب بار بیشترین استرس را دارد چون من خودم هم راننده ی بار بودم ٬ هم اسکورت و هم صاحب بار. همه استرس های خاص خود را دارند ولی صاحب بار بیشتر از همه نگران است.
شریف در پایان می گوید : من خودم فروشگاه دارم و اکثر مردم وقتی به فروشگاه می آیند به دنبال اجناس خارجی هستند نه ایرانی. اول باید این موضوع حل شود بعد جلوی قاچاق گرفته شود.


نظرات کاربران
مهدی پایدار حدود 1 سال قبل گفت:
عالی بود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان