طراحی سایت
تاريخ انتشار: 02 تير 1396 - 07:22
گزارشی جذاب و خواندنی از مغازه کفتر فروشی؛

دات نیوز؛ پرسیدم شده کبوتری را خیلی دوست داشته باشی و حاضر نشوی بفروشی؟  بلافاصله رویش را به سمتم برگرداند و پاسخ داد آره دقیقا همین الان یه کبوتر دارم که خونه هست و قیمتش یک میلیون هست ولی اگه ده میلیون هم بخواهند نمی فروشم چون واسم عزیز هست.
دوباره پرسیدم شده کلاه سرت رفته باشد؟ لبخندی می زند و سرش را تکان داده گفت : بله گاهی پیش میاد نه تنها من واسه خیلی ها اتفاق می افته...

از تخم کبوتر تا حرم امام رضا(ع)

دات نیوز ـ منیژه دریسی: کبوتر ٬ کفتر یا کپتر به گروهی از پرندگان متوسط تا بزرگ جثه از خانواده ی کبوتریان در راسته ی کبوترسانان گفته می شود که به دو صورت وحشی و اهلی یافت می شود و رنگ و نژادهای مختلفی دارد که معروف ترین آن ها کبوتر خانگی و کبوتر چاهی و کبوتران خانگی وحشی است. هر دو واژه ی کبوتر و کفتر در نوشتار و گفتار پذیرفته شده است و به گونه ای که کفتر در شاهنامه آمده ولی بیان واژه ی کبوتر کاربرد بیشتری دارد. با این حال کفتر در ترکیباتی مانند کفترباز و کفتر بازی از کبوتر بیشتر کاربرد دارد. برای آشنایی بیشتر با این گونه از پرندگان به مغازه ی کبوتر فروشی امید در برازجان که مخصوص خرید و فروش کبوتر بود رفتم که برای خودم بسیار جالب بود اطلاعاتی که کسب کردم.
مغازه با در آهنی قرمز رنگی خودنمایی می کرد. چند مرد جوان کنار هم نشسته بودند٬  خود را معرفی کردم و به آن ها توضیح دادم که بخاطر تهیه ی گزارش به آن جا رفته ام. یکی از آن ها خود را نوید و صاحب مغازه معرفی کرد و از صحبت اولیه ی او مشخص بود که اطلاعات کامل و جامعی در مورد کبوتر دارد. ابتدا چیدمان مغازه را نگاهی انداختم. قفس بزرگی که از چوب و تور بود و در واقع خانه ی کبوتر ها محسوب می شد. بیشتر تور بود و ستون هایی از چوب. داخل قفس ظرف های دانه و آب و همچنین پایه های کوچک در قسمت های مختلف برای نشستن کبوترها تعبیه شده بود. گوشه ی دیگر مغازه نیز چند قفس بود که چون کبوترها بر روی تخم بودند جداگانه در قفس کوچک تر نگه داری می شدند.
نوید می گفت از بچه گی با کبوتر آشنا بوده و سه سال است که مغازه ی کبوتر فروشی دارد. او از وضعیت مغازه چه صادقانه بیان کرد. او معتقد بود که از لحاظ اقتصادی نفع دارد. هم برای سرگرمی است و هم مالی. نوید می گفت اگر از لحاظ اقتصادی نفع نداشت مطمئن باشید مغازه باز نمی کردیم. بعضی ها می گویند نفعی ندارد و فقط بخاطر سرگرمی است ولی مگر می شود یک نفر فقط بخاطر سرگرمی مغازه ای را کرایه کند؟ او می گفت گاهی برای سفره های نذری به این جا می آیند و یا برای بردن کبوتر به مرقد امام رضا (ع).
نوید از نگاه مردم و دولت برایم گفت که نسبت به گذشته متفاوت شده است. بعضی از مردم کبوتر را دوست دارند و با علاقه در منزل نگه داری می کنند. روی پشت بام خانه ی خود برایشان خانه می سازند و گاهی هم کفتربازی می کنند که خودش اصول و روش خاصی دارد و باید کبوتر را آموزش داده باشی تا دسته جمعی پرواز کنند و با حرکات دستِ فرد کارهای خاصی انجام دهند. بعضی ها هم اعتقاد ندارند و نگه داری کبوتر را دوست ندارند و هر کس هم اعتقادی دارد ولی الان خیلی بهتر شده. مردم دیدگاهشان تغییر کرده و همسایه ها بخاطر داشتن کبوتر از همسایه ی خود شکایت نمی کنند.  مثلاً ٬ قبلاً نمی شد در مورد ربوده شدن کبوتر   و ... به دادگاه شکایت کرد ولی الان رسیدگی می کنند. محیط زیست هم همکاری می کند. در کل وضعیت خیلی بهتر شده برای فعالیت و داشتن کبوتر.


از قیمت کبوترها که پرسیدم گفت قیمت ها متفاوت است. از قیمت پایین یعنی ۱۵ تا ۱۰۰ هزار تومانی داریم تا ۲۰ میلیونی. گران ترین کبوترها سبز پلاکی هستند.  او می گفت کبوترهای برازجان و بوشهر متفاوت هستند و برازجان بیشتر پلاکی هستند. نوید می گفت درست است بعضی ها می گویند مغازه ی کبوتر فروشی  نوعی سرگرمی است ولی انصافا نفع هم دارد. اگر نفعی نداشت که امثال من مغازه باز نمی کردیم پس یقین داشته باشید نفع هم دارد و تنها سرگرمی نیست. من سراغ دارم افرادی که راه درآمدشان همین مغازه ی کبوتر فروشی است و اتفاقاً از لحاظ اقتصادی زندگی خوبی هم دارند.
از او خواستم از بهداشت و غذا و خلاصه هرچه دوست دارد برایم بگوید و این گونه ادامه داد که : بعضی خیابان ها نمی شود مغازه کبوتر فروشی باز کرد مثلاً جاهایی که نزدیک نانوا باشد بخاطر رعایت بهداشت اجازه نمی دهند. بهداشت به مغازه ها سر می زند و وضعیت را بررسی می کند. او می گفت هر سه ماهی یکبار کبوترها را واکسن می زنم.  پرسیدم خودت ؟ و او در پاسخم گفت : کاری نداره که ... آره خودم کبوترهام رو  واکسن می زنم. کبوترها هم مثل آدم ها هستند که وقتی به دنیا می آیند واکسن می زنند.
نوید از تخم گذاری کبوترها گفت که بیشتر زمستان ها تخم می گذارند ولی تابستان هم هست و معمولا ۱۴ تا ۱۷ روز طول می کشد تا جوجه شوند و دو ماهی زمان می برد تا بزرگ شوند. روزی یکبار غذا به آن ها می دهم و معمولا هم گندم و ذرت و ماش و ... ولی در کل آب همیشه در کنارشان است. او می گوید ما از هر جایی کبوتر وارد می کنیم ولی بیشتر از اهواز کبوتر می آوریم.
از او می خواهم از  خاطراتش برایم بگوید. ناگاه چهره اش کمی در هم می شود و احساس می کنم زودتر از اینکه خاطره ای خوش در ذهنش تداعی شود خاطره ی ناخوشی در ذهنش نقش بسته. نگاهی به کبوترها  انداخت و گفت : یک روز صبح که مثل همیشه شادمان به سمت مغازه حرکت کرده بودم با این امید که روزی خوب و پرسود را شروع کنم کلید انداختم و در را که باز کردم دیدم ۵ تا از بهترین کبوترهایم نقش زمین شده اند. نمی دانم چه اتفاقی افتاده بود که سبب مرگ کبوترهایم شده بود. ابتدا خیلی غصه دار شدم و روی صندلی مغازه نشستم و با خودم گفتم چه فکر می کردم و چه شد! ولی بعد از چند دقیقه ای حس کردم آرام تر شده ام و با خودم گفتم هر چه پیش آید خیر است و به کارهای روزمره مشغول شدم. بله از این اتفاقات پیش می آید. نگاهش به کبوترانش چرخید و با حالت خاصی که حاکی از علاقه اش به آنها بود٬ محو تماشایشان شده بود که پرسیدم شده کبوتری را خیلی دوست داشته باشی و حاضر نشوی بفروشی؟  بلافاصله رویش را به سمتم برگرداند و پاسخ داد آره دقیقا همین الان یه کبوتر دارم که خونه هست و قیمتش یک میلیون هست ولی اگه ده میلیون هم بخواهند نمی فروشم چون واسم عزیز هست.
دوباره پرسیدم شده کلاه سرت رفته باشد؟ لبخندی می زند و سرش را تکان داده گفت : بله گاهی پیش میاد نه تنها من واسه خیلی ها اتفاق می افته . مثلاً یه روز یکی اومد و یه کبوتر ۵۰۰ هزاری خرید و شماره کارت ازم گرفت و گفت الان واریز می کنم برات چون کلی با هم حرف زده بودیم فکر نمی کردم چنین کاری کنه... نیم ساعتی گذشت و ۵۰ هزار به کارتم واریز کرد و هرچه هم تماس گرفتم گوشی را برنداشت و خاموش کرد... ولی همچنان با لبخند گفت : بالاخره پیش میاد.


نوید از مسابقات برایم گفت و در چهره اش هیجان خاصی نقش بسته بود و من نیز با شوق شنونده ی حرف هایش بودم: هر سال این گونه مسابقات در شهرهای مختلف استان خودمان چون کنگان و گناوه و برازجان و همچنین استان های دیگر برگزار می شود. امسال این مسابقات در تالار نگین برازجان برگزار شد. مهم ترین نکته در این مسابقات حضور کبوترهای آموزش دیده می باشد. کبوتر هم مثل بچه ی کوچک است که هر چقدر بزرگ تر شود و بهتر آموزش ببیند راه خانه را بهتر یاد گرفته و در خاطر می سپارد. این گونه کبوترها را از بچه گی آموزش می دهیم و جی پی اس مغزشان را فعال می کنیم. ابتدا مسیرهای کوتاه و کم کم به مسیرهای طولانی می رسیم. بعضی کبوترها فقط محدوده ی شهر و روستا و یا استان خودشان را می توانند یاد بگیرند و بعضی از آن ها تا استان های دیگر را هم قادر هستند به خاطر بسپارند.


حتی گاهی وقتها کبوتری را می برند مشهد ولی کبوتر از آن جا به شهر خود و خانه ای که در آن بوده برمی گردد. خلاصه برای مسابقه چنین کبوترهایی را لازم داریم. قانون این است که ابتدا کبوترها را ثبت  نام می کنند و مبلغی هم پول ( ۲۰۰ هزار تومان) پرداخت می کنند‌. در این مسابقات همه ی کبوترها قیمتی هستند و هم اینکه کبوترهای مسابقه همگی بیمه هستند. بعد از ثبت نام روزی را برای برگزاری مسابقه اعلام می کنند و به بال کبوتر در روز مسابقه یک سریال مهر می کنند که شماره ی سریال فقط نزد داور می باشد و از آن آگاه است‌. وقتی همه ی کبوترها را رها کردند منتظر می مانند تا به منزل یا مقصدی که باید برود برسند. وقتی  به مقصد رسید باید طی تماسی با داور سریالی را که بر بال کبوتر مهر شده و فقط داور در جریان می باشد را خوانده تا مورد قبول واقع شود. و در پایان برندگان اعلام می شوند.


نظرات کاربران
بردبار حدود 1 سال قبل گفت:
درود بر مهربانو دریسی فرهیخته
👏👏👏👏👏👏
مهسا حدود 1 سال قبل گفت:
عجب جالب بود و باحال. مسابقه رو نمی دونستم خداییش
حسین حدود 1 سال قبل گفت:
بسیار زیبا. سپاس فراوان
افشار حدود 1 سال قبل گفت:
آفرین ...گزارش خیلی جذابی بود نکات جالبی داشت که من برای اولین شنیدم
همشهری حدود 1 سال قبل گفت:
گزارش قشنگی بود...
درمورد مسابقه برام جالب بود کاش یه گزارش مختص مسابقه بذارین
تاحالا اختصاصی درباره این موضوع نشنیده بودم
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان