طراحی سایت
تاريخ انتشار: 19 شهريور 1396 - 06:55
شخصیت های معاصر از نگاه یک روزنامه نگار (8)

دات نیوز؛ احمدشاه قاجار فرزند محمدعلی شاه قاجار و ملکه جهان، آخرین شاه سلسله قاجار محسوب می شود. او کارهایش را خیلی زود شروع کرد و خیلی زود هم تمام کرد. در 12 سالگی به زور از بغل مادرش جدایش کردند و به تخت سلطنت نشاندند، در 17 سالگی هم زنش دادند هم تاج شاهی بر سرش نهادند، در 29 سالگی از سلطنت خلع شد و در 33 سالگی هم به دلیل نارسایی کلیه که حاصل ازدواج فامیلی بود در پاریس درگذشت.

آخرین قجر

دات نیوز ـ عبدالخالق عبدالهی: احمدشاه قاجار فرزند محمدعلی شاه قاجار و ملکه جهان، آخرین شاه سلسله قاجار محسوب می شود. او کارهایش را خیلی زود شروع کرد و خیلی زود هم تمام کرد. در 12 سالگی به زور از بغل مادرش جدایش کردند و به تخت سلطنت نشاندند، در 17 سالگی هم زنش دادند هم تاج شاهی بر سرش نهادند، در 29 سالگی از سلطنت خلع شد و در 33 سالگی هم به دلیل نارسایی کلیه که حاصل ازدواج فامیلی بود در پاریس درگذشت.


ازدواج زودهنگام احمدشاه هم حکایتی داشت می گویند شاه جوان عاشق این بود که دمرو در حمام بخوابد و دلاکها مشت و مالش بدهند پس مادرش برای اینکه از نظر شرعی اشکالی پیش نیاید دستور داد دلاک حمام را برایش صیغه کنند. اما چون تجربه ظل السلطان را داشتند از ترس اینکه مبادا دلاک حمام حامله شود و بعدها برای تاج و تخت مدعی جدیدی پیدا شود تصمیم گرفتند خیلی زود برای سلطان احمد جوان زن بگیرند و وقتی از او پرسیدند چه زنی می خواهی؟ احمدشاه کم رو سرش را زیر انداخته و با خجالت گفته بود: محترم، زیبا و سفید باشد.

بالاخره بدرالملوک والا دختر بسیارزیبای و محترم قاجاری را که فقط 12سال سن داشت برایش عقد کردند (خواهرِ لعبت والا شاعر مشهور که الان در لندن زندگی می کند). بدرالملوک علاوه بر اینکه از خانواده ای اصیل و محترم بود  دختری بسیار زیبا و خوش اندام هم بود. احمدشاه با اینکه عاشق این زن بود و می گفتند از بس او را دوست داشت بعضی روزها دستش را می گرفت و به تالار آینه کاخ گلستان می برد و وقتی انعکاس تصویر همسر محبوبش را در آینه ها می دید ذوق می کرد و می گفت: من اینجا به جای یک بدری، سیصد بدری دارم، اما بعد از مدت کوتاهی به دلایلی که توضیحش کمی سخت است این زوج از هم جدا شدند.

 

احمد شاه کمی بعد از طلاق بدرالملوک توسط رضا خان میرپنج که بعد ها رضا شاه پهلوی شد از سلطنت برافتاد و به حالت تبعید ساکن هتل ژرژ پنجم پاریس شد و تا زمان مرگ بیشتر اوقاتش در کازینو و عشرتکده های ژنو، پاریس و مونت کارلو می گذشت. احمدشاه حتی زمانی که شاه هم بود علاقه چندانی به زندگی در ایران نداشت و از سلطت فقط امتیازات و مواهبش را می خواست و حتی روزی که در پاریس به او اطلاع دادند رضا خان، سلسله قاجاریه را خلع و سلسله پهلوی را تاسیس کرده همراهانش منتظر بودند ببینند او چه خواهد کرد اما می گویند احمدشاه  وقتی این خبر را شنید در حالیکه در اطاق هتل لوکسِ پاریس قدم می زد سرش را بلند کرد و فقط  گفته بود: "این کار خلاف قانون است". حتی بعدها که رجال و سیاستمداران از خشونت و دیکتاتوری رضا شاه به تنگ آمده و شخصی به نام رحیم زاده صفوی را به پاریس نزد احمدشاه فرستادند تا به او بگوید وطن در خطر است و لازم است شاه سابق همتی کند به ایران بیاید و تاج و تخت غصب شده اش را از رضا شاه پس بگیرد، می گویند احمدشاه وقتی صحبتهای رحیم زاده صفوی تمام شده بود دستش را گرفته و از پشت پنجره خیابان زیبای شانزه لیزه پاریس را نشانش داده و گفته بود:‌ یعنی شما می گوئید من این پاریس زیبا و این زیبا رویان پاریسی را ول کنم بیایم ایران و با کله خری مثل رضا خان سرشاخ شوم ؟ البته یکبار همان اوائل که کله اش گرم بود  به رضا شاه پیغام داده بود که "‌بد کاری کردی تاج سلطنت را از سرِ من برداشتی" اما رضا شاه با توجه بی عرضگی احمدشاه به قاصد گفته بود "سلام مرا به سلطان احمد  برسانید و بگوئید من تاج را از سر تو بر نداشتم تاج روی زمین افتاده بود من آن را از روی زمین برداشتم"‌.


احمدشاه دو عادت خیلی بد داشت یکی خست و ناخن خشکی اش که شهره خاص و عام بود و دیگری ترس از بیماری و وسواس اینکه مبادا میکروبی وارد بدنش شود بنابراین همیشه دستکش سفیدی می پوشید و تا جای ممکن با کسی دست نمی داد مبادا مریض شود. البته یکبار از همین ترس به عنوان یک حربه سیاسی استفاده کرد . موضوع برمی گردد به قرارداد 1919 که سه تن از سیاستمداران آن زمان یعنی وثوق الدوله ، نصرت الدوله فیروز و صارم الدوله رشوه کلانی از دولت انگلستان گرفتند و با انعقاد قرارداد 1919 ایران را رسمأ تحت الحمایه بریتانیا قرار دادند. برای قانونی شدن این قرارداد لازم بود احمدشاه آن را امضا کند در سفر شاه به انگلستان، وزیر امورخارجه بریتانیا قرارداد را جلوی شاه گذاشت تا امضا کند اما احمدشاه به بهانه اینکه قلم بهداشتی نیست با گفتن اینکه "اگر دستم را به این قلم بزنم ممکن است مریض شوم" از امضای قرارداد 1919 سرباز زد او بعدها به نزدیکانش گفته بود "حاضرم دستم زیر ساطور برود اما این لکه ننگ را امضا نکنم" که انصافأ آن زمان اینگونه در مقابل دولت فخیمه انگلستان ایستادن کار آسانی نبود. شاید جالب باشد بدانید  رضا شاه به محض اینکه به سلطنت رسید رشوه های دریافتی  را از سه عاقد قرارداد یعنی وثوق الدوله – نصرت الدوله فیروز و صارم الدوله با خشونت پس گرفت و به خزانه مملکت واریز کرد.


نظرات درباره سلطان احمدشاه قاجار متفاوت است و باز هم می توان درباره او نوشت اما به طور خلاصه باید گفت طرفداران احمدشاه  او را شاهی دمکرات منش و در واقع دمکرات ترین پادشاه دوران معاصر می دانند که در کار وزرای کابینه هیچ دخالتی نمی کرد و معتقد بود طبق قانون اساسی پادشاه فقط باید سلطنت کند و کاری به امور حکومتی و کشورداری نداشته باشد در عوض مخالفانش این رعایت و تمکین از قانون را نه دلیل آزادی خواهی و دموکرات منشی بلکه به علت بی عرضگی و شُل و ول بودن او می دانستند و معتقد بودند علاقه بیش از حدش به اروپا باعث شده بود اصلا در ایران بند نشود و دل به سلطنت خشک و خالی هم ندهد چه رسد به دخالت کردن در کار نخست وزیران و انگولک کردن امور جاری کشور.

هر چه بود این خصوصیات باعث شد احمدشاه به عنوان یکی از بی آزارترین و بی حاشیه ترین شاهان ایران شناخته شود. بالاخره احمدشاه قاجار در حالیکه ثروت چندانی هم نداشت در سن 33 سالگی به روایتی در بغل یکی از معشوقه هایش در پاریس درگذشت تا پرونده آخرین شاه قاجار نیز اینگونه بسته شود.
















نظرات کاربران
حسین رضایی حدود 1 ماه قبل گفت:
درود بر شما
زیبا بود و عکس های زیبایی هم بود
بنظر من که احمد شاه کاملا به مشروطه ایمان داشته و طبق مشروطه واقعا سلطنت کرده است.
احمدزاده حدود 1 ماه قبل گفت:
جناب آقای عبدالهی علاوه بر اطلاعات خوبی که در این زمینه دارند قلمی شیوا و روان نیز دارند که نوع گفتمانشان در نویسندگی آدم را مجذوب خود می کند و هرگز نوشته اش کسل کننده نمی شود. درحالی که متاسفانه بسیاری از نویسندگان امروزی قلمشان فاقد این خصوصیت است و با توجه به اطلاعاتشان نوع بیانشان آدم را جذب نمی کند

قلمت مانا
مهدی پایدار حدود 1 ماه قبل گفت:
احسنت جناب عبدالهی. اونجا هایی که از بیانش معذوریت داری چیکار کنیم. چطور پیدا کنیم
کرمی حدود 1 ماه قبل گفت:
همیشه منتظر نوشته های جذاب و خواندنی جناب عبدالهی هستم.
امیدوار حدود 1 ماه قبل گفت:
نمیدونم قاجاریه بهتر بود یا پهلوی ولی یه روزهایی بر این مملکت گذشته که فکر نکنم هیچ کجای دنیا اینقدر تند و متفاوت گذشته باشه
جناب عبدالهی ممنون از شما
محمدی حدود 1 ماه قبل گفت:
سپاس از شما بابت این مطالب که قسمتی از تاریخ معاصر ماست
سوالی از جناب عبدالهی داشتم
اگر ممکن است بفرمایید جریان قهوه قجری چیست؟
با تشکر
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان