طراحی سایت
تاريخ انتشار: 12 مهر 1396 - 05:31
به مناسبت روز سالمند؛

دات نیوز؛ ما امسال با مشکل خنک کنندگی مواجه بودیم که بعد از کلی نامه نگاری به فرمانداری و شهرداری متاسفانه کمکی نشد و راه به جایی نبردیم. پس می طلبد همت همگی بیش از پیش شود،تا سالمندان اینجا راحت تر و آسوده تر روزگار را سپری کنند.

دات نیوز ـ منیژه دریسی: وارد حیاط که شدم نیمکت هایی خالی با یک دنیا حرف های ماندگار توجهم را جلب کرد. نیمکت هایی که بر روی آن ها مادربزرگ هایی می نشینند که آهنگ صدای آرام و مهربانشان می تواند زیباترین لالایی شبهای نوه هایشان باشد. بر روی این نیمکت ها پدربزرگ هایی می نشینند که صلابت صدایشان، اقتدار را در صفحه ی ذهن تداعی می کند. وارد سالن که شدم به اتفاق خانم شیخی و یکی از خانم های کادر وارد اولین اتاق شدم. اتاقی دلنشین با تخت هایی تمیز و مرتب و نگاه هایی مشتاق دیدار. نگاهم در نگاه بانوانی گره خورد که خود روزی کدبانوی هنرمند خانه ای بوده اند و فرزندانی بزرگ کرده اند تا عصای این روزهایشان باشند ولی افسوس خانه ی امروز دیگر جایی برای مادران هنرمند دیروز نداشت. نگاه هایی مشتاق و صمیمی و سلام هایی لبریز از عطر مهربانی روحم را صفا می داد. تعدادی دچار آلزایمر بودند و فقط با بوسیدن دستانی که یک عمر لایق بوسیدن بودند، محبت و احترام را تقدیم وجودشان می کردم. چقدر سوال در ذهنم بود ولی دیدن چهره ی معصومانه باچروک های صورت پرمهرشان منصرفم کرد و یا شاید نمی خواستم خاطرشان با برگشت به گذشته آزرده شود.

با هر کدام که احوال پرسی می کردم چنان به گرمی دستانم در میان دستان پرمهرشان قرار می گرفت که گویی تمایلی به رها کردن نداشتند. همینطور که تخت به تخت سلام و احوال پرسی می کردم به بانویی سیده رسیدم و نمی دانم چرا با اینکه در بدو ورودم به اتاق تصمیم داشتم هیچ سوالی نپرسم ناخودآگاه پرسیدم چند فرزند دارد و در جوابم جمله ای گفت که بغض را در گلویم نشاند: "شکر خدا من بچه ندارم" و با همین جمله انگار پاسخ تمام سوال هایم را گرفتم. چیزی درونم فرو ریخت وقتی،بعد از جمله اش صدای "آه" چند مادر را شنیدم که با حسرت حرفش را تأیید می کردند.
دو اتاق به بانوان و یک اتاق به آقایان اختصاص داشت.بعد از دیدن بانوان پرمهر دیارم پا به اتاق مردانی گذاشتم از جنس  که هنوز هم به خوبی می شد عشق با اقتدار را در نگاه مردانه و پرابهتشان به نظاره نشست. مردانی که عمری سالار بوده اند و امروز اکثر آن ها بخاطر بی مهری فرزندانی که با همت آنها به جایی رسیده بودند، به این مکان سپرده شده بودند. نپرسیده می دانستم قصه ی زندگی هر کدامشان شنیدنی ترین قصه ی دنیاست و هر کدام قصه ای متفاوت از دیگری دارد ولی همگی در یک چیز مشترک بودند و آن هم علاقه ی فراوانی بود که به کادر و بخصوص خانم شیخی داشتند.
از هر اتاق که خداحافظی می کردم سیل جمله های تشکرآمیز که روانه به سمتم می شد نشان از این داشت که باید همگی بیشتر همت داشته باشیم و به دیدارشان برویم.
باهم گفتگوی پایگاه خبری - تحلیلی "دات نیوز" با خانم شیخی مسوول سرای سالمندان را می خوانیم:

خانه ی سالمندان برازجان از چه سالی احداث شد؟
آسایشگاه سالمندان صاحب الزمان"عج" برازجان در سال ۱۳۷۶ در شهرستان دشتستان افتتاح شد.

در حال حاضر خانه ی سالمندان برازجان چند سالمند و پرسنل دارد؟
در حال حاضر این آسایشگاه ۴۵ سالمند دارد که ۲۵ نفر زن و۲۰ نفر مرد تحت پوشش خود دارد که از این تعداد ۱۵ نفر مجهول الهویه (فاقد شناسنامه) هستند که با نامه ی دادگاه و نیروی انتظامی پذیرفته شده اند. ۱۰ نفر پرسنل داریم که به صورت شیفتی مشغول فعالیت در اینجا هستند.

نحوه ی امورات پزشکی و رسیدگی های مراقبتی و درمان افراد سالمند در اینجا چگونه است؟
در اینجا پزشک هفته ای دوبار سرکشی به سالمندان دارد و همچنین بهیار، فیزیوتراپ، روانشناس و مددکار داریم که به صورت پاره وقت با ما همکاری دارند. آشپز نیز طبق برنامه ای که مرکز بهداشت به اینجا داده صبحانه، ناهار و شام آماده می کند.

تامین هزینه های خانه ی سالمندان چگونه است؟ آیا در اینجا امکان نگهداری خاص نیز وجود دارد؟
مطابق دستورالعمل یک میلیون هزینه ی هر سالمند در ماه می باشد که طبق قراردادی که با بهزیستی داریم نصف سازمان و نصف هم توسط خانواده ها و افراد خیّر تامین می شود و چون منطقه ی ما خانوادهوها وضع مالی چندانی ندارند ما نیز چندان آن ها را تحت فشار مالی قرار نمی دهیم و هر خانواده با توجه به وسعی که دارد از ماهی ۴۵ هزار تومان یارانه و یا به همراه مستمری بگیران کمیته امداد و بهزیستی گرفته تا ۳۰۰ هزار تومان بسته به وضع مالی خانواده ها مشارکت دارند. در واقع اگر حمایت خود سازمان بهزیستی نباشد امکان اداره ی آسایشگاه وجود ندارد چرا که مشاوکت های خانواده ها، ادارات و ارگان های دولتی و خیرین در اینجا چندان چشمگیر نیست. با توجه به اینکه اتاق مجزا نداریم پس امکان نگهداری سالمند به صورت خصوصی را نداریم. اکثر سالمندان ما سن بالایی دارند که تعزادی نیز دچار آلزایمر و توهم و ... هستند. حدود۹۰ درصد سالمندان ما احتیاج به مراقبت دارند چون قادر به انجام کارهای شخصی خود نیستند و ۱۰ درصد بقیه هم که از عهده ی کارهای شخصی خود برمی آیند معمولا دچار مشکلات ذهنی و هوشی هستند.

پذیرش سالمند و یا متقاضیان اشتغال در این آسایشگاه به چه صورت می باشد؟
همه ی سالمندانی که اینجا هستند ابتدا با مراجعه به بهزیستی و تشکیل پرونده به ما معرفی می شوند. اگر قرار باشد کسی اینجا مشغول به کار شود ابتدا راجع به فرد تحقیق انجام می شود سپس به صورت سه ماه قرارداد موقت می بندیم و اگر هر دو طرف رضایت داشتیم بعد استخدام نهایی و بیمه انجام می شود.

آیا تفریحات یا اردوهایی را برای این عزیزان در نظر گرفته اید؟ بازدید ادارت و مدارس به چه صورت می باشد؟
روزها و شبها مواقعی که تمایل داشته باشند به سالن می آیند و تلویزیون تماشا می کنند. عید نوروز سفر به شاهزاده ابراهیم داریم ، وقتی هوا خوب و مساعد باشد ورزش صبحگاهی در برنامه داریم و اعیاد(تولدها و ...) نیز چند گروه هستند که با هماهنگی همینجا برنامه های شاد اجرا می کنند. مدارس هم در همه ی مقاطع تا کنون بازدید داشته اند که با هماهنگی بهزیستی مطابق نامه ی ارسالی می توانند سرکشی داشته باشند. ادارات نیز هفته ی دولت، هفته ی بهزیستی و ... بازدید داریم و معمولا سالی دو بار امام جمعه و فرمانداری بازدید از آسایشگاه داریم.

خانم شیخی دوست داریم خاطره ای برای خوانندگان این گفتگو تعریف کنید.
دعای خیر سالمندان تأثیر زیادی در زندگی ام داشته که بارها عینا دیده ام. یک روز یکی از سالمندان تنقلاتی دوست داشت که برایش تهیه کردم و بسیار خوشحال شد و دعایم کرد. بخاطر فعالیت های زیادی که در دول روز دارم شب زود می خوابم ولی آن شب هر کاری کردم خوابم نمی برد. دلهره ی عجیبی داشتم که دلیلش را هم نمی دانستم تا اینکه ساعت حدود ۲ نیمه شب بود که بوی سوختنی به مشامم خورد وقتی به زنبال بو به آسپزخانه رسیدم متوجه شدم سه راهی یخچال و فریزر شروع به ذوب شدن کرده که اگر نمی رسیدم کل خانه آتش می گرفت یا کل وسایل برقی می سوخت و من ناگاه به یاد آن سالمند افتادم که چقدر صمیمانه دعایم کرده بود. خدا می داند رسیدگی و کمک به این سالمندان حتی محبت کردن که هزینه ای هم ندارد چقدر ارزشمند و زیباست.

و سخن پایانی شما؟
دوست دارم ادارات ، سازمان ها، افراد خیر به چنین جاهایی بیشتر سر بزنند و مورد حمایت قرار دهند. ثوابی که اینجا دارد کمتر جایی دارد. ما امسال با مشکل خنک کنندگی مواجه بودیم که بعد از کلی نامه نگاری به فرمانداری و شهرداری متاسفانه کمکی نشد و راه به جایی نبردیم. پس می طلبد همت همگی بیش از پیش شود،تا سالمندان اینجا راحت تر و آسوده تر روزگار را سپری کنند.











نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان