طراحی سایت
تاريخ انتشار: 22 مهر 1396 - 13:16
مختار فیاض:

دات نیوز؛ یکی از معیارهای غنایی بودن یک شاعر، حجم عاشقانه سرایی اوست. اگر بخواهیم میزان عاشقانه های "حافظ"را به دقت مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم میزان التزام حافظ را به این گونه ی غنایی مورد ارزیابی قرار دهیم، قاعدتا باید حدود پانصد غزل را با وسواس و حساسیت، تجزیه و تحلیل کرده یا با یک تحقیق میدانی از حافظ شناسان و حافظ پژوهان درصد عاشقانه های حافظ را جستجو کنیم.

"گونه"های ادب غنایی در شعر حافظ

دات نیوز ـ مختار فیاض: ذهن و زبان غنایی حافظ یکی از انواع ادبی که میزان قابل توجهی از آثار ادبی گذشته و حال زبان فارسی را در بر می گیرد؛ نوع ادب غنایی است.

"ادبیات غنایی"عبارت از: آثاری است که احساسات لطیف و عمیق آدمی را نسبت به امور شخصی و اجتماعی مانند غم،شادی،خشم،نفرت و...بیان می کند. این نوع ادبی ،از دو طریق،با سایر انواع،قابل تمایز و تشخیص است:اول قالب و چارچوبی است که اثر،در آن شکل می گیرد و دو دیگر،محتوایی است که دربر گیرنده ی مضمون یا اندیشه ی آن اثر غنایی است.ما عموما این مضمون و اندیشه را تحت عنوان"گونه"مورد بررسی قرار می دهیم.معمولا در بررسی "گونه"ها ،نیم نگاهی به بلاغت داریم اما رویکرد، به بُعد محتوایی است.گرچه یک نوع ادبی خالص،وجود ندارد اما چون اصل،بر بسامد بالا ،غلبه و اندیشه های تکرارشونده است؛معمولا یک اثر را تحت عناوین غنایی،حماسی،تعلیمی یا نمایشی معرفی می کنند.

 

با این مقدمه،برآنم تا در این گفتار کوتاه که به بهانه ی "روز حافظ"بناست منتشر شود؛ویژگی های اشعار غنایی حافظ را مورد بررسی قرار دهم: راجع به قالب شعری مورد استفاده ی "حافظ"یعنی قالب غزل،دکترسیروس شمیسا می نویسد:«در شعر فارسی،ادب غنایی به صورت داستان،مرثیه،مناجات،بث الشکوی و گلایه و تغزل درقوالب غزل،مثنوی،رباعی،دوبیتی و حتی قصیده مطرح می شود. اما مهمترین قالب آن"غزل " است» البته دکتر اسماعیل حاکمی، معتقداست که«شعر غنایی، محدود و محصور، در قالب خاصی نیست و در همه ی قالب ها چون قصیده، غزل، مثنوی، ترجیع بند، رباعی، قطعه و دوبیتی سروده می شود».

با این حال عموم پژوهشگران ادبی،از قالب "غزل" به عنوان مؤثرترین قالب ادب غنایی نام برده اند.گرچه حافظ، بنا به گفته ی مرحوم دکتر معین،قوالب مختلف شعری را تجربه کرده است اما مهم ترین قالب شعر حافظ که امروز به او تشخص بخشیده است؛قالب غزل است.

بنابراین از بُعد قالب،حافظ را می توان یک"غنایی سرا"نامید. و اما در بحث محتوی ،شناخت کامل یک اثر،مستلزم آشنایی با "گونه "هایی است که در آن "نوع"ادبی،مورد بررسی قرار می گیرد.اولین گونه ادب غنایی"عاشقانه سرایی"است که بلحاظ اهمیت،شمول و حجم تولیدات ادبی و دوام، بر سایر گونه ها برتری دارد. و به تعبیر بهتر، یکی از معیارهای غنایی بودن یک شاعر، حجم عاشقانه سرایی اوست. اگر بخواهیم میزان عاشقانه های "حافظ"را به دقت مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم میزان التزام حافظ را به این گونه ی غنایی مورد ارزیابی قرار دهیم، قاعدتا باید حدود پانصد غزل را با وسواس و حساسیت، تجزیه و تحلیل کرده یا با یک تحقیق میدانی از حافظ شناسان و حافظ پژوهان درصد عاشقانه های حافظ را جستجو کنیم. البته در عموم تفاسیر و شروحی که از اشعار حافظ شده است، وجه عاشقانه ایِ بیشتر ِاین اشعار ،تاییدمی شود.ضمنا اگر بخواهیم زبانشناسانه و به گفته ی "یاکوبسن"کارکردهای زبان(در اینجا زبان حافظ)را مورد بررسی قرار دهیم؛متوجه می شویم که کارکرد زبان حافظ،"عاطفی" است یعنی جهت گیری پیام،به سمت"گوینده"است. و البته در بسیاری از اشعار حافظ،قاعده افزایی، چنان مد نظر است که کارکرد زبان،"شعری یا ادبی"می شود.

 

با این وصف ،چون کارکرد "عاطفی"و سخن از "من"شاعر و جهت گیری شعر ،به سمت گوینده است،این نوع اشعار، "غنایی" محسوب می شوند.نمونه اشعاری که حافظ از "من"شاعرانه استفاده می کند آنچنان فراوان است که محقق در انتخاب،با مشکل مواجه می شود:(روزگاری است که سودای بتان،دین من است/غم این کار،نشاط دل غمگین من است/)(منم که گوشه ی میخانه خانقاه من است/دعای پیر مغان،ورد صبحگاه من است/)و...از عاشقانه ها و بحث خشک زبانشناسانه که بگذریم؛سایر"گونه"های غنایی،همچون "مدح،طنز،مرثیه،تقاضا،هجو،مناظره،شکواییه و...به وفور در دیوان حافظ،به چشم می خورد.به طور مثال،هیچ کس مدیحه های حافظ که خطاب به حاکمان و سردمداران عصر،مطرح شده اند را نمی تواند انکار کند:(سرور اهل عمایم شمع جمع انجمن /صاحب صاحبقران خواجه قوام الدین حسن )(دریای اخضر فلک و کشتی هلال/ هستند غرق نعمت حاجی قوام ما)و...و"هجو"نیز به همین سیاق:( دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/رخت بر بندم و تا ملک سلیمان،بروم/) و...
طنز نیز که یکی از گونه های مهم ادب غنایی،محسوب می شود؛ بسیار نمکین و شایسته در دیوان حافظ خود نمایی می کند: (- بيا به ميكده و چهره ارغواني كن/مرو به صومعه كانجا سياهكارانند) و...مرثیه، یکی دیگر از "گونه"های ادب غنایی، از جمله مواردی است که به روشنی در دیوان حافظ، قابل مشاهده است:(بلبلی ،خون دلی خورد و گلی،حاصل کرد/باد غیرت،به صدش خار ،پریشان دل کرد)و...گونه های دیگر ادب غنایی همچون حسب حال؛مناظره ،کارنامه و ...نیز به صورت پراکنده،در دیوان حافظ وجود دارد اما چون در این گفتار،تطویل بحث،در حوصله ی خوانندگان فضای مجازی نیست و همین مشت،نمونه ای از خروار خواهد بود؛

تکمیل و تتمیم این مقوله را به زمانی مقتضی موکول می کنم.


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان