طراحی سایت
تاريخ انتشار: 19 دي 1396 - 07:07
در سالروز درگذشت؛

دات نیوز؛ یک سال از ایران بدون هاشمی گذشت و امروز در سالروز آیت الله هاشمی رفسنجانی بیش از هر وقت عدم حضور او احساس می شود.

علی اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی) زادهٔ ۳ شهریور ۱۳۱۳ در رفسنجان و درگذشتهٔ ۱۹ دی ۱۳۹۵ در تهران

آنچه در ادامه می خوانیم:

 

 

بازگشایی مرگ آیت الله

گزارش شورای امنیت ملی روحانی را قانع نکرد


خطبه سال ۸۸ راه‌حل عبور از بحران آن مقطع بود

 

دستآوردهای انقلاب چگونه حراج شد؟

این مصاحبه را باید امروز خواند

 

حاشیه نگاری منتشرنشده سایت هاشمی
در آخرین دیدار آیت الله چه گذشت؟

 

 

 

پروندهای برای علی اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)

بازگشایی مرگ آیت الله

گزارش شورای امنیت ملی روحانی را قانع نکرد

 


برخلاف دخترها، از لفظ «بابا» برای پدرش استفاده نمی‌کند. او را «حاج‌آقا» یا «آقای هاشمی» خطاب می‌کند. با یاسر هاشمی درباره ١٠ماه پایانی عمر پدرش صحبت کردیم. صبحی که برای گفت‌وگو رفتیم، در حال تدارک برنامه‌های بزرگداشت نخستین سالگرد پدرش بود. از او هم، مانند دیگر فرزندان آیت‌الله، ردی در خاطراتش به‌جا مانده است، از جمله روایتی که پدرش در مقدمه کتاب خاطرات مربوط به سال ٦٧ درباره او و مهدی نوشته است: «مهدی و  یاسر هم پس از آموزش‌های کوتاه نظامی پای ثابت جبهه و در خطوط مقدم بودند و اطلاعات دست‌اول، نیازها و مشکلات و وضع جبهه را به من می‌دادند و حتی پس از مجروح‌شدن یاسر و مصدوم شیمیایی‌شدن مهدی، پس از معالجات ابتدایی به جبهه بازگشتند». یاسر، کوچک‌ترین فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، متولد سال ٥٠ است. در این سال‌ها مدیریت دفتر آیت‌الله هاشمی در دانشگاه آزاد و مرکز تحقیقات استراتژیک را برعهده داشت و حالا هم در دفتر نشر معارف انقلاب که مربوط به انتشار آثار و خاطرات هاشمی است، مشغول شده است. او در میانه‌های گفت‌وگو، گریزی هم به سانسور و ممنوعیت‌های پدرش در دولت‌های اصلاحات و احمدی‌نژاد زد؛ از اینکه بعضا ممنوعیت‌هایی برای ملاقات‌های پدرش ایجاد می‌شد. از نقش آیت‌الله در نامزدی سیدحسن خمینی برای خبرگان پنجم گفت و جلساتی که برای انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار کرده بود. بعد هم به روایت روزهای آخر زندگی پدرش پرداخت و شبی که فوت شد. به گفته یاسر، شورای عالی امنیت ملی گزارشی را درباره فوت پدرش تهیه کرده که مورد قبول فرزندان هاشمی قرار نگرفته و حسن روحانی دستور داده تا دوباره پرونده مربوط به درگذشت آیت‌الله باز شود. از او درباره علت حساسیت آیت‌الله هاشمی به پرونده مهدی هم سؤال کردم. او از تلاش‌های مرحوم، برای بازگشت پرونده به دیوان عالی سخن گفت و جزئیاتی از ملاقات پدرش با مقام معظم رهبری را هم تشریح کرد. ممنوع‌الخروجی و روایت ارتباط سردار سلیمانی با آیت‌الله هم از دیگر محورهای این گفت‌وگوست که مشروح آن در ادامه می‌آید. 

‌یکی از اتفاقات مهمی که اواخر عمر آقای هاشمی رخ داد، انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم بود. در این خبرگان فهرست منسوب به ايشان پیروز شد. پدر شما بعد از مشخص‌شدن نتایج چه تصوری از ترکیب جدید خبرگان داشتند؟ 
من در انتخابات خبرگان، رئیس ستاد فهرست «خبرگان مردم» بودم. به همین دلیل، در این زمینه ارتباط زیادی با ایشان داشتم. مهم‌تر از اینکه چه کسانی برنده این انتخابات شدند، پیامی بود که مردم با این رأی ارسال کردند. به نظر من این پیام از طرف بخش‌هایی دریافت نشد. ایشان خوشحال بودند از اینکه مردم نسبت به تصمیمات خود آگاه‌تر شده‌اند. به‌دلیل همین فضا، پیش‌بینی می‌کرد که انتخابات ریاست‌جمهوری نيز برای آقای روحانی انتخابات موفقیت‌آمیزی باشد؛ اگر که با مردم صادقانه صحبت کند. 
‌احیانا جمله خاصی که ایشان بعد از روشن‌شدن نتایج در فضای پدر و فرزندی به شما گفته باشند، چه بوده است؟ 
به دلیل اینکه در ستاد بودم، کسب رضایت ایشان برای من خیلی مهم بود. هرچند رضایت ایشان بیشتر از ناحیه تأمین منافع ملی به‌دست می‌آمد. ایشان حس می‌کرد که شاید پیام مردم بتواند تأثیر خوبی بر روند کاری خبرگان داشته باشد. اما متأسفانه بعد از آن، آنچه توقع بود، اتفاق نیفتاد. مثلا در انتخابات داخلی خبرگان... (جمله نیمه‌کاره می‌ماند) اما اینکه شما می‌گویید چه جمله‌ای گفته‌اند؛ باید بگویم اخلاق ایشان طوری نبود که بخواهد احساسات خود را بروز دهد. 
‌بعد از آنکه آیت‌الله جنتی وارد فهرست منتخبان شدند و در انتخابات داخلی خبرگان و هیئت‌رئیسه هم پیروز شدند، واکنش بیرونی آقای هاشمی را شاهد بودیم. اما در خصوصی نسبت به آنچه رخ داد، چه گفتند؟ 
هم مشاوران ایشان و هم خود ایشان پیش‌بینی چنین موضوعی را می‌کردند. پیش‌بینی این موضوع سخت نبود. به نظرم ورود ایشان به انتخابات داخلی خبرگان از جنس همان حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ بود. ایشان در یک فضای سختی که تصمیم‌گیری در آن راحت نیست، احساس مسئولیت کرد و وارد شد. در این شرایط خود شخص احساس رضایت می‌کند و معتقد است از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکرده است. همان‌طور‌که خودش می‌گفت آبرویش را در میدان گذاشت، اما نتیجه چیز دیگری بود. 
‌برنامه خاصی برای خبرگان این دوره داشت؟ 
حاج‌آقا اعتقاد داشت، خبرگان می‌تواند با یک نظارت دقیق، اتهامات، تهمت‌ها و فشارهایی را که به سازمان‌های زیر نظر رهبری می‌آید، خنثی کند. این موضوعی بود که در زمان حیات ایشان دنبال می‌شد؛ اما به نظر می‌آید بعد از اینکه ایشان در چارچوب هیئت‌رئیسه قرار نگرفت. جریان دیگری در خبرگان چندان به این موضوع اعتقاد نداشتند؛ حتی حاج‌آقا برای اینکه حسن‌نیت خود در این بحث را هم نشان دهد، اولین کاری که کرد، این بود که گزارش کاری مجمع تشخیص مصلحت را به‌عنوان یکی از نهاد‌های زیر نظر رهبری، در خبرگان ارائه داد. 
‌راجع‌ به ردصلاحیت سیدحسن خمینی ایشان موضع صریح و نسبتا تندی گرفتند. برداشت پدر شما درباره این موضوع چه بود؟ 
آقای هاشمی این اتفاق را یک اتفاق سیاسی قلمداد می‌کرد. حاج‌آقا شناخت خوبی از نوع تحصیلات، سواد و نوشته‌های حسن‌آقا داشت (چون آقای هاشمی ارتباطات خوبی با حسن‌آقا داشت). من حتی متوجه شدم ایشان وقتی فرصت شد که نزد آقای یزدی برود و در مباحثه‌ای که با ایشان داشت، آقای یزدی هم قبول کرد که سطح سواد حسن‌آقا در سطح مطلوبی است. به‌هرحال خود آقای هاشمی یکی از مشوقان حضور حسن‌آقا در خبرگان بود. تعدادی از نزدیکان ایشان، مخالف و تعدادی هم موافق حضور سیدحسن بودند؛ اما آقای هاشمی هم ایشان و هم افرادی را که قابلیت حضور داشتند، تشویق کرده بود که کاندیدا بشوند. ایشان تا آن مقطع احتمال ردصلاحیت حسن‌آقا را ضعیف می‌دید. شاید یکی از دلایلی که ایشان خیلی متعجب شد و چنین واکنشی نشان داد، از نظر شناختی بود که نسبت به وضعیت و سطح دانش حسن‌آقا داشت. من فکر می‌کنم اگر آقای هاشمی احتمال ردصلاحیت را پیش‌بینی می‌کرد، این مشورت را شاید به حسن‌آقا نمی‌داد که ایشان نامزد شود. 
‌باید سال ٩٥ پیش‌درآمد انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٦ بوده باشد. طبیعتا پدر شما باید در این زمینه محل رجوع بوده باشد. ممکن است توضیحات بیشتری درباره این مراجعات و احیانا جلسات خصوصی بفرمایید؟ 
فکر می‌کنم شخص آقای هاشمی نسبت به انتخابات از دولت پیش‌قدم‌تر بود. خبر دارم که ایشان بدنه دولت را نصیحت می‌کرد و به آنها می‌گفت که ارتباطات خود را با مردم بیشتر کنید. بخش اطلاع‌رسانی دولت را فعال‌تر کنید. اگر افرادی که در این زمینه کار می‌کنند، ضعیف هستند، آنها را تغییر دهید و تعارف نکنید؛ چراکه مجموعه جریاناتی هدفشان ضربه‌زدن به دولت است. فرض آقای هاشمی بر این بود که در دوره دوم، آقای روحانی می‌تواند اقدامات خود در دور اول را تکمیل کند. جامعه هم تقریبا چنین تصوری داشت. درواقع از برخی جهات ایشان خود موتور محرک می‌شد و به دولت گوشزد می‌کرد که چرا اقدامات خدماتی یا رفاهی را منعکس نمی‌کند یا اینکه چرا در برابر تخریب‌ها سکوت می‌کند. با شخص آقای روحانی هم جلساتی را برگزار می‌کرد.
‌این جلسات به چه شکلی بود؟ آیا مستمر بود؟ چه کسی درخواست برگزاری می‌داد؟ 
اینکه می‌گویم ایشان پیش‌قدم بود؛ همین بود. شاید بعضی‌ وقت‌ها خود ایشان پیش‌قدم می‌شد تا به دولت رهنمودهایی را بدهد. آقای روحانی را به‌سختی می‌شد ملاقات کرد. مثلا اعضای دولت می‌آمدند گله می‌کردند که ما سخت می‌توانیم آقای روحانی را ببینیم! شاید آقای هاشمی را بیشتر می‌دیدند.

(شرق ـ مرجان توحیدی)

 



خطبه سال ۸۸ راه‌حل عبور از بحران آن مقطع بود


محسن هاشمي، رئيس شوراي شهر تهران، در گفت‌وگوهاي جداگانه با خبرگزاري‌هاي مهر و ايلنا در سالگرد پدرش به سؤالاتي درباره نحوه زندگي آيت‌الله هاشمي، ارتباطش با مقام معظم رهبري و خطبه‌هاي نماز جمعه پاسخ داده که اهم آن در پي مي‌آيد:
‌ايشان با اصلاحات تدريجي و معتدلانه به صورت اصولي موافق بود، اما با تندروي در هر لباسي ولو «اصلاحات» مخالف بود. دوم خرداد، خود نتيجه واکنش مردم به تندروي يک جريان بود، اما در جريان اصلاحات، شاهد تندروي، اختلافات و به‌حاشيه‌رفتن مسائل اصلي جامعه بوديم. در همين جريان اصلاحات، شاهد بوديم که تندروي، اختلافات و به‌حاشيه‌رفتن مسائل اصلي جامعه، موجب کاهش پشتوانه مردمي و ناکامي در انتخابات شوراي شهر دوم و انتخابات پس از آن شد. موضع مبنايي آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني اين بود که نبايد اصول انقلاب تضعيف شود، چون انقلاب از دل مردم برخاسته و تضعيف انقلاب به تضعيف نقش مردم مي‌انجامد.
‌يکي از دلايل اين فضا (اتهام اشرافي‌گري به هاشمي)، تغيير شرايط کشور بود. وقتي بازسازي و سازندگي آغاز و کشور از فضاي جنگ خارج شد، لازمه آن رونق اقتصادي و بازکردن فضاي فعاليت و سرمايه‌گذاري براي بخش خصوصي و تعامل با جهان بود. حتي امروزه شاهد افراط برخي جريانات، دستگاه‌ها، نهادها و اشخاص- که آن زمان مدعي مقابله با اشرافي‌گري بودند - در لوکس‌گرايي هستيم. ايشان بر اساس تشخيص اسلام و عقل، زندگي مي‌کرد و همان که بود را نشان مي‌داد.
‌افراطيون دو جناح سياسي، مخالف نزديکي و همراهي آيت‌الله خامنه‌اي و آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني بودند، چراکه اين همراهي را موجب حرکت کشور در مسير ميانه‌روي و اعتدال مي‌دانستند؛ ازاين‌رو با تخريب آيت‌الله هاشمي از موضع دلواپسي و انقلابي‌گري يا تخريب مقام معظم رهبري از موضع آزادي‌خواهي، سعي در ايجاد شکاف بين اين تفکر را داشتند.
‌يکي از دلايل افزايش محبوبيت ايشان، فاصله‌گرفتن از مسئوليت‌هاي اجرائي بود. در دوره‌هايی که ايشان مسئوليت داشتند، تخريبگران، کمبود‌ها و معضلات را به ايشان نسبت مي‌دادند، اما مردم مشاهده کردند زماني که خود اين گروه در مصدر کار قرار گرفتند، اين مشکلات نه‌تنها کاهش نيافت، بلکه چندين‌برابر شد. علت دوم، صبر و مظلوميت ايشان بود که موجب شد تا مردم ايران که همواره به مظلوم گرايش دارند، از ايشان حمايت کنند، به‌خصوص ردصلاحيت ايشان در انتخابات ۱۳۹۲ و صبر و سکوتي که داشتند، بسيار معنادار بود.
‌علت ديگر، به‌نتيجه‌رسيدن هشدار‌ها و پيش‌بيني‌هاي ايشان بود. مردم احساس کردند فردي که نماد عقلانيت نظام است و مي‌تواند به‌درستي سياست‌گذاري کرده و حوادث و مخاطرات را پيش‌بيني و از آنها جلوگيري کند، آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني است، به همين دليل در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري در سال ۱۳۹۴، نه‌تنها ايشان حائز رأي بي‌سابقه‌اي شد، بلکه ليستي که به آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني منتسب بود، با استقبال بي‌نظير مردم مواجه شد و نوعي اعتماد عمومي به رفتار ايشان پديد آمد.
‌خطبه‌هاي نماز جمعه آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني از ابتداي انقلاب تا سال ۱۳۸۸ يعني قريب سه دهه، هويتي متفاوت و اميدوارکننده به نماز جمعه بخشيده بود و علاوه‌بر طيف متدين و سنتي که به طور معمول در نماز جمعه حضور مي‌يابند، نخبگان و ساير اقشار جامعه نيز به خطبه‌هاي ايشان، به صورت مستقيم و غيرمستقيم توجه مي‌کردند.
‌با توجه به اينکه با مطالعه قبلي و با اطلاعات مناسب به نماز جمعه مي‌رفتند، از ويژگي‌هاي خطبه‌هاي ايشان، تازه‌بودن و خودداري از تکرار و جامع‌الابعادبودن محسوب مي‌شود. آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني همان‌گونه که در خاطرات ايشان نيز مشهود است، خود را موظف مي‌دانست براي خطبه‌هاي نماز جمعه تهران، مطالعه کند و مباحث روز و کاربردي و مورد نياز جامعه و انقلاب را در اين تريبون مطرح کند. بنابراين مشاهده نمي‌کرديم که خطبه‌هاي ايشان کليشه‌اي، تکراري يا تشريفاتي باشد. ويژگي دوم، توجه ايشان به لزوم فراجناحي‌بودن تريبون نماز جمعه بود. آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني خود چهره‌اي فراجناحي بود، اما در خطبه‌ها سعي مي‌کرد اين موضوع نمود بيشتري پيدا کند و مردم با سلايق و تمايلات مختلف فکري و سياسي مخاطب نماز جمعه باشند، نه يک طيف يا جناح و جريان خاص، ازاين‌رو بسياري از بخش‌هاي جامعه صداي خود را در خطبه‌هاي ايشان مي‌شنيدند و از آن استقبال مي‌کردند.
‌بنده ويژگي اميدوارکننده خطبه‌هاي ايشان در روزهاي بحراني و سخت را قابل‌توجه مي‌دانم؛ مسائل مهمي که ايشان پيگيري مي‌کردند و به نتيجه مي‌رساندند و گزارشش را به مردم مي‌دادند، مانند خطبه سال ۱۳۶۱ در مورد لزوم تأسيس دانشگاه آزاد اسلامي و خطبه سال ۱۳۶۳ در مورد نياز به مترو و شبکه فاضلاب در تهران که هم‌اکنون وضعيت قابل‌تحمل تهران را مديون اين خطبه هستيم يا بحث اتمام جنگ و بازسازي و سازندگي کشور و در ‌‌نهايت خطبه سال ۱۳۸۸ که راه‌حل عبور از بحران آن مقطع بود.


دستآوردهای انقلاب چگونه حراج شد؟

این مصاحبه را باید امروز خواند

 


رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی از مصاحبه با ماهنامه مدیریت ارتباطات(۱۳۸۹) نسبت به حراج دستآوردهای سی ساله انقلاب توسط احمدی نژاد هشدار داده بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی(ره)  گزیده این مصاحبه بدین شرح است :

○ آقای هاشمی ، در جایی از این گفت‌وگو به قدرت خطبه‌های نماز جمعه اشاره کردید. قدرت نامه به عنوان یک ابزار ارتباطی نیز همین‌قدر زیاد بوده است. شما در تاریخ انقلاب نامه‌نگاری‌های زیادی انجام داده‌اید. فرض بفرمایید در این یک‌ ساله گذشته، چقدر درباره نامه حضرت‌عالی به رهبری صحبت شد! چقدر در موردش نقد شد! تحلیل شد! شما به عنوان یک مدیر ارشد، قدرت نامه را چگونه می‌بینید؟

 هر کدام یک خاصیت دارند. آدم گاهی یک مقاله می‌نویسد که مخاطب مشخص ندارد، اما آن مقاله تأثیرات خاص خودش را دارد. گاهی به یک شخص نامه می‌نویسد، نامه خصوصی می‌نویسد، سرگشاده نیست و محدود به خودش است. گاهی نامه سرگشاده می‌نویسد که در حکم مقاله است ولی چون مخاطب مشخصی دارد، حواشی آن باعث می‌شود که آثار دیگری نیز داشته‌ باشد؛ گاهی مثبت و گاهی منفی. نمی‌توانیم یک حکم کلی صادر کنیم. اطلاع‌رسانی از این نوع مثل نامه نوشتن‌ها، کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها، پیغام‌ها و... جنبه‌های مثبت و منفی دارند و آنجا که در جهت اصلاح از این ابزارها استفاده شود، خوب هستند و کم و زیاد تأثیر دارند.

○ تا الان نامه‌ای نوشته‌اید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟

 نه.

○ انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟ —

دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. همه می‌‌دانستند که نسبت به دیگر نامزدها بی‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی می‌‌دهند. ولی همه می‌‌دانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست. متأسفانه در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کردند. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفته‌اند. ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم. چون می‌‌بایست جواب آن حرفها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار مؤثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم. به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می‌‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند. پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت. گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم. گفتم: خواست خدا بودکه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم. ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم. ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد

. ○ ولی به نظر می‌‌رسد این نامه روابط شما را با ایشان دچار تغییرات کرده است.

— نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم. حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر می‌‌گذارد. ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند. چون روابط ما به‌گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، می‌‌گویند. الحمدلله همکاری 60 ساله ما به‌گونه‌ای است که با هم رودربایستی نداریم.

○ ولی هنوز هم شاهدیم که می‌‌خواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند. —

اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازی‌های سیاسی می‌‌شوند، از این حرفها زیاد می‌‌زنند، ولی همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌‌شود...

 


حاشیه نگاری منتشرنشده سایت هاشمی
در آخرین دیدار آیت الله چه گذشت؟

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی(ره) در آستانه اولین سالگرد ارتحال رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، متن کامل حاشیه نگاری آخرین دیدار ایشان را با استاندار و جمعی از مدیران استان کرمان، منتشر کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی(ره)، متن کامل این حاشیه نگاری به شرح زیر است:

امروز سه شنبه است. 14 دی ماه 95. استاندار و جمعی از مدیران استان کرمان به دیدار آقای هاشمی می آیند. اسم "کرمان" که می آید ناخودآگاه یاد دو نکته می افتم. اول سفر آیت الله در سال 92 و آن سخنرانی تاریخی در مصلی کرمان. آنهم با استقبال بی نظیر مردم در روز پنج شنبه. دوم هم تعبیر کم نظیر آقای هاشمی درباره امام جمعه کرمان که بصورت معناداری ایشان را "بقیه السیف" خواندند. معنای تحت اللفظی آن می شود "بازمانده از شمشیر". که بنا به قاعده الکنایه ابلغ من التصریح. شاید معنای روشن تری درباره این "امام جمعه معتدل" پیدا کند!.
جلسه در سالن اصلی مجمع برقرار است. کمی برایم نامانوس است. اولین حاشیه نگاری م در اینجاست. ولی به لطف خدا. جای مناسبی در قسمت روبروی حضرت آیت الله نصیبم می شود. و به سرعت آماده نوشتن حاشیه نگاری م می شوم.ربّ زِدنی عِلماً.
ورود آقای هاشمی با احترام فوق العاده میهمانان روبرو می شود. بالاخص از سوی میهمان ویژه این جلسه. "حاج آقای دعایی". که آقای هاشمی پارسال همین موقع که ایشان تحت فشار زیادی قرار داشت در تعبیری معنادار گفتند "اگر دعایی نبود، عاقبت روزنامه اطلاعات،شبیه کیهان می شد!". السابقون انقلاب هیچگاه همدیگر را تنها نمی گذارند. بالاخص آنها که رنج تعبیر و زندان دوران مبارزه را چشیده اند. چه عسگر اولادی باشد چه دعایی. به فرمایش ماندگار "آقا". زندان کشیده می داند رنج زندان کشیده را....
آقای استاندار اولین سخنران برنامه است. حیفم می آید نکته ای درباره آقای "رزم حسینی" ننویسم. رزمنده کهنه کار دفاع مقدس که امروز در قامت یک استاندار کارآمد می درخشد. یادم می آید سال 92 که آقای هاشمی قصد سفر به کرمان داشتند، ایشان تازه "استاندار" شده بود. خیلی ها دوره اش کرده بودند تا با فشار وادارش کنند به لغو آن سفر. جالب است که همان موقع گفته بود من "یک رزمنده ام که پای فرمانده اش" ایستاده است.
صحبتهای آقای استاندار پیرامون دو محور اصلی اقتصاد مقاومتی و برجام است. از اعتدال واقعی در کرمان می گوید و از همگرایی مردم و مسئولان و امام جمعه. آمارهای عجیبی هم از تاثیر برجام در اقتصاد استان می دهد. از افزایش 110 درصدی صادرات استان نسبت به دولت قبل می گوید و از ایجاد 30 هزار شغل سالانه. از رشد اقتصادی 6/8 درصدی می گوید و از شاخص 7/5 درصدی بهره وری. صورت آقای هاشمی را که نگاه می کنم لحظه لحظه بازتر می شود. شاید هیچ خبری به اندازه آمارهای توسعه کشور ایشان را خوشحال نکند. از سد و مترو و دانشگاه گرفته تا سرمایه گذاری و صادرات و پیشرفت زندگی مردم. جالب است که در مقابل شادی آقای هاشمی از رشد امکانات کشور همین امروز هم کسی گفته که هرچه امکانات کشور بیشتر شود، امکان گناه هم بیشتر می شود!. هنوز غصه شنیدن چنین جمله ای در جان م پا نگرفته که آیه ای به فریادم می رسد. همانجایی که خداوند دستور آبادی زمین و آسایش مردم را می دهد. " هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا".
سردار عرب نژاد هم باب سخن را با شوخی جالبی آغاز می کند. آنهم رو به آیت الله. که آقای هاشمی کار من هواپیما است امّا الان به کار شتر رسیده ام!. خنده حضار که تمام می شود سردار با جدیت می گوید مطمئن باشید که از منطقه کویری شهشاد با کمک همین شتر ها الگویی برای جذب توریست خواهیم ساخت!. آقای هاشمی سری با تایید تکان می دهد. چرا که خوب می داند بچه های جبهه و جنگ اگر تفکر پیشرفت و توسعه پیدا کنند کارهای بزرگی می کنند.
آقای هاشمی که شروع به سخن می کند. اول از همه می گوید چه جلسه شیرینی است!. چهره هایی آَشنا و عواطفی آَشناتر. که غنیمتی است برای من. آقای هاشمی بعد از این آغاز عاطفی رو به آقای رزم حسینی می گوید ایشان که استاندار شد دقیقاً همان کسی بود برای این کار که در افکار ما از اول انقلاب بود. با شنیدن این تعبیر کم نظیر حضار جلسه نگاه معناداری به آقای استاندار می اندازند. انگار تازه ایشان را شناخته اند!.
حرف بعدی آقای هاشمی تعریف اساس انقلاب است و تفکر امام. آقای هاشمی می گوید امام همیشه به ما می گفتند به "اقیانوس مردم" وصل باشید. چون اسلام هم همین را گفته. آقای هاشمی می گوید این مهم ترین آموزه امام است که تنها با "اقیانوس مردم" می توان راهها را باز کرد. از گردنه های سخت گذشت. از توطئه های خارجی نهراسید و بر اقتدار قلبی نظام اسلامی افزود. اینکه آقای هاشمی می گوید "همه چیز امام، مردم بودند". مبالغه نیست. عین تاکیدات رهبری است و ایستادگی ستودنی ایشان بر "حق النّاس".
آقای هاشمی از اساس انقلاب می گوید و "مردم". تا دوباره یادآوری کند. در انقلاب اسلامی هر چه مردم بخواهند باید همانطور شود. نه آنطور که برخی ها می گویند که همیشه نباید میزان رأی ملّت باشد یا روایتی بر اطاعت از نظر اکثریت نداریم!. مهم ترین انحراف پیش روی انقلاب از نگاه امام و رهبری و هاشمی. همین است که بخواهند مردم را از نظام ی جدا کنند که اساسش بر خواست مردم است و تاکید قرآن. "إِذَا جَاءَ نَصْرُ‌ اللَّـهِ وَالْفَتْحُ  وَرَ‌أَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّـهِ أَفْوَاجًا".
آقای هاشمی از تعریف اساس انقلاب نقبی می زند به راز امنیت ستودنی ایران. آنهم در شرایط بحرانی و پرآشوب امروز منطقه. ایشان می گوید همانطور که "با مردم" از گردنه های سختی چون جنگ تحمیلی گذشتیم. امروز هم "با مردم" در امنیت کامل به سر می بریم. چون آتش افروزان از پنجره شکاف بین مردم و حکومتها وارد ممالک اسلامی شدند و بحران هایی آفریدند که سالهای سال باید بگذرند تا علاجی بر آن پیدا شود. آقای هاشمی با همین تعریف بسیار ساده روش مقابله با پیچیده ترین توطئه ها را هم روشن می سازد که در سه کلمه تعریف می شود. "حفظ اساس انقلاب".
حرف آخر آقای هاشمی توصیه اکید به فعالیت "رسانه ای" و اطلاع رسانی به مردم است. با نهراسیدن از هجوم "رسانه های مخالف". آقای هاشمی به استاندار کرمان می گوید کارهای خود را به گوش مردم برسانید. تا "بذر ناامیدی" برخی رسانه ها به بار ننشیند. آقای هاشمی مطمئن است که یک صدای "حق" توانایی غلبه بر هزار صدای "ناحق" را دارد. چون ذات مردم رو به اعتدال و "حق شنوی" دارد. بر همین اساس هم سال 92 گفت "می آیم". بر همین قاعده هم سال گذشته گفت "نه برای انتخابات نگرانم و نه برای برجام". بر همین مبنا هم امروز دارد با قاطعیت از انتخابات 96 و تداوم دولت اعتدال می گوید. صد البته سال 91 به خود ما هم "بزرگوارانه" فرمودند توفیقی که شما بدست آوردید نشان از آن دارد که در سخت ترین شرایط نیز می شود با روشنگرها ی دقیق در مقابل غبار وسیعی از شانتازها ایستاد!. آقای هاشمی که خودش یک رسانه تمام عیار متحرک است. در عصر فرا ارتباطات همه را دعوت می کند به استفاده روز افزون از ابزارهای نوین اطلاع رسانی. که به قول ایشان "پدیده بسیار مبارکی" است. مشروط بر آنکه نایستیم و مفتون و منفعل رسانه ها پرشمار اقلیتی "پرصدا" نشویم.
جلسه که تمام می شود. تازه می فهمم تعبیر "جلسه شیرین" آقای هاشمی چه تعبیر درستی بود. بالاخص در لحظه خداحافظی ایشان با آقای دعایی که چنان لبخند شیرینی رد و بدل کردند که گویی هیچ مخاطره ای در راه آینده نمی بینند. باید هم که بیش از نیم قرن مجاهدت چنین اطمینان قلبی به السابقون انقلاب ببخشد. درست همانطور که مرحومه مرضیه دباغ در آخرین پیغام ش به آیت الله گفت. در عیادت نمایندگان ایشان در بیمارستان. که گفته بود به آقای هاشمی بگویید ما شما را از "توکل تان" در دوران مبارزه می شناسیم و این لطف خاص الهی است به شما که هنوز هم با همان "توکل"، محکم و استوار در مسیر حفظ انقلاب و نظام ایستاده اید. خدایش رحمت کند.
روایت مصلحت همچنان باقی است...

 

 


نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان