طراحی سایت
تاريخ انتشار: 18 آذر 1398 - 10:39
داریوش محبی:

داد خبر؛ مهمترین بخش از کارهای ماتم رسیدگان، برگزاری مراسم ترحیم، ختم، هفتم و چهلم برای سفر کردگان ابدی است که از یک هفته در گذشته، امروز به یک وعده 2 ساعتی رسیده که بسیار کار خوب و ارزنده ای است و از پیشتاران و بانیان این کار نیک سپاسمندم اما زمان برگزاری مراسم فاتحه خوانی، زمان مناسبی نیست. 

مراسم فاتحه خوانی را شب برگزار کنیم

داد خبر ـ داریوش محبی: ایرانیان از دیرباز تا به امروز هماره به مهرورزی، قوم دوستی، میهن پرستی و نوعدوستی و ویژگی های برجسته و ممتاز فراوانی نامورند اما یکی از مهمترین ویژگی های ما ایرانیان همانا زیاده روی در کارهاست به گونه ای که گاه در کارهای نیک و پسندیده نیز چنان زیاده روی کرده ایم که سبب گرفتاری ها و چالش هایی شده و اختلافاتی را در پی داشته است و گویا قرار نیست بر این روند و رویه ناپسند پایانی باشد.

از مهمترین آداب و رسوم دیرینه ما ایرانیان، پذیرایی ها و چگونگی برگزاری سوگ ها و درازی سوگواری های مان بوده و هست که امروز چالشی اساسی گشته و دمار از روزگار مردمان در آورده است.

 

 روزگاری در دیار ما هر کسی به سوگ می نشست، سرای وی تا چهل روز کانون گردهم آیی خویشاوندان، دوستان و همسایگان بود و همگان به پاسداشت ارج و حرمت خانواده ماتم رسیده  پند  می گرفتند و از همه کارهای شادی و سرور شان چشم پوشی می کردند و گاه بیش از یک سال، آن  پند  ادامه داشت که دردسرهایی را برای وابستگان پدید می آورد و شاید برای آن روزگار با آن شمار اندک مردمان چندان مشکلی نبوده اما امروز با دیروز بسیار متمایز است. 

 

آن روزگار و آن شرایط گذشت تا به امروز رسیده که با خیل و انبوهی شمار مردمان روبرو گشته ایم و روزی نیست که در سرای سرمدی ، چندین نفر از پیر و جوان به خاک سپرده نشوند و شایسته است که در روال و سیاق سوگواری های مان بازنگری کرده و زمینه آرامش ماتم رسیدگان و همشهریان را مهیا سازیم.

 

 باری! سوگواری در دیار ما آدابی داشت که هرچند برخی از آنها دردسر ساز و نکوهیده بودند که در اینجا بدان نمی پردازم اما بودند آدابی که ارزشمند و ستوده بوده و با اندوه مندی بگویم امروز هر آنچه را که نیکو بود رها کرده و در بند ناپسندی های سوگواری اسیریم. 

 

پیشترها آن گاه که فردی درگذشته بود کسی دست خالی در سرای ماتم زده نمی رفت و پول، برنج، چای و قهوه، قند و شکر ، گوسفند، تنباکو و زغال و... هر آنچه برای پذیرایی نیاز بود برای خانواده سوگوار می بردند تا برای برگزاری مراسم گرفتار دردسر نشود و رسم بسیار پسندیده ای بود که امروز بسیار رنگ باخته و دیگر به فراموشی سپرده شده است و از این گونه کارهای پسندیده ، فراوان بود که دیگر نشانی از آنها نیست و امروز جای آن همیاری ها و یاری گری ها را چاپ بنر و تراکت گرفته که هیچ ارزشی هم ندارد جز هدر رفت کاغذ و پارچه و ... . 

 

امروز در پی کیفیت و بهای سنگ مزار و یادبودهای پر بها و گرانیم و به نوعی مرده پرستیم و این در فرهنگ دیرینه ما بوده همان گونه که سراینده بزرگ چنین گفته:

 

در حیرتم از مرام این مردم پست

این قوم زنده کش و مرده پرست

تا شخص بود زنده، کشندش به جفا

چون مرد برندش به فوج، بر سر و دست

 

مهمترین بخش از کارهای ماتم رسیدگان، برگزاری مراسم ترحیم، ختم، هفتم و چهلم برای سفر کردگان ابدی است که از یک هفته در گذشته، امروز به یک وعده 2 ساعتی رسیده که بسیار کار خوب و ارزنده ای است و از پیشتاران و بانیان این کار نیک سپاسمندم اما زمان برگزاری مراسم فاتحه خوانی، زمان مناسبی نیست. 

 

امروز مراسمات در مسجد ساعت 14 تا 16 می باشد که در بدترین شرایط زمانی است و رواست این زمان به ساعت 19 تا 22 جابجا شود.

 

امروزه با توجه به شمار مردمان این شهر که روند فزاینده ای دارد، درگذشتگان نیز زیادند و بیشتر روزها در همه مساجد این شهر سوگواری برپاست و چون مراسم از چند روز و چند گاه به یک وعده رسیده بنابراین همه می کوشند که در مراسمات حضور یابند و مردم، نیمروز باید درگیر سوگواری ها باشند و گرفتاری های کاری و مشکلات روزگار عرصه را بر مردم به تنگ آورده و فریاد مردم به آسمان است. کارگر و کشاورز باید کارش را تعطیل کند تا به سوگواری ها برسد، دکان دار باید دکانش را ببندد، راننده به گونه ای دیگر و کارمند نیز هم!

 

کارمندی که تا ساعت 14 سر کار بوده باید سر راست از اداره به مساجد برود و تا از سوگواری ها رها شود شب هنگام شده است. کشاورز و کارگر باید یک نیمروز خود را کار نکنند که کاری نشدنی است و ناگزیر شماری از سوگواری ها را از دست داده و بار شرمندگی بر دوش خواهند کشید. از دیگر روی در دیار ما تنها 4 یا 5 ماه هوای خوب و خنک داریم و 7 تا 8 ماه سال با گرمای شدید هوا گرفتاریم که اگر در شب برگزار شود شرایط بسیار بهتری دارد و از سوی دیگر شب ها شهر خلوت است و آمد و شد کمتری نسبت به روز داریم و برای ایستادن خودروها و جای پارک، بسان روز نیست و دسترسی شهروندان برای پارک کردن خودروها آسان است و همچون روز سبب آزار و رنجش مردم شهر نمی شود و اگر این زمان به پس از غروب آفتاب و در پاییز و زمستان ساعت 19 تا 22 و بهار و تابستان ساعت 20 تا 23 باشد هم یک ساعت بیشتر زمان هست و تمامی مردم می توانند پس از پایان کار روزانه و بدون خدشه به کارشان در سوگواری های بستگان، دوستان و همشهریان خویش حضور یافته و بیان هم دردی کرده و هم ادای دین و نوعدوستی بنابراین از همه برازجانی های بزرگ خواهشمندم که در این کار نیک و پسندیده همیاری فرموده و زمان سوگواری ها در مساجد را از 2 ساعت به 3 ساعت و از پسین به شب جابجا کنند و به یقین خیرات این کار به پیشگامان این کار فرهنگی خواهد رسید و همواره دعای خیر مردمان یک شهر بدرقه راه شان خواهد بود.

 

 

 


نظرات کاربران
فرهیخته ارجمند جناب آقای قایدداریوش محبی،باسلام این مهم ارزشمند ودارای ثواب بسیار می باشد.لذا از حضرتعالی وجناب مهندس رسول استادزاده که تلاش وزحمات بسیار ارزشمندی درجهت اعتلای فرهنگ دشتستان را داریدسپاس گزاریم واز درگاه ایزد منان برای تمامی دوستان ارزوی سربلندی وپیروزی مسئلت داریم.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

جدیدترین اخبار

اخبار ورزشی

ایران و جهان